شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٦ - منفعت، مرتبه و اسم فلسفه
از تعبير «افادة اليقين» معلوم مىشود كه در اينجا مراد شيخ اثبات مبادى تصديقى است.[١] زيرا يقين مربوط به تصديق است.
تعبير «العلوم الجزئية» اشاره به اين امر دارد كه فلاسفه علوم ديگر را علوم جزئى و فلسفه را علم كلى مىدانند. وجه «كلىبودن» فلسفه هم اين است كه در اين علم از كلىترين مفاهيم بحث مىشود.
صدرالمتألهين و بعضى ديگر از محشين[٢] فرمودهاند كه اين تعبير شيخ كه «والتحقق لماهية الامور المشترك فيها» ناظر است به تبيين مبادى تصورى. تحقق ماهيات يعنى بدست آوردن حدود و تعاريف ماهيات ـ همانگونه كه از مطالب قبل[٣]معلوم شد ـ .
خلاصه شيخ مىخواهد بگويد كه هم اثبات مبادى تصديقى علوم جزئى به عهده فلسفه است و هم اثبات و تبيين مبادى تصورى آن علوم. اينك توضيحى پيرامون اين دو منفعت:
اثبات مبادى تصديقى علوم در فلسفه
علوم جزئى براى اثبات مسائلشان به مقدمات و اصولى محتاجند تا با استفاده از آن مقدمات و اصول، براهين و دلايلى براى اثبات مسائلشان اقامه كنند. و چون اين مقدمات و اصول جزو مسائل خود علم نيستند بنابراين بايد در علم ديگرى اثبات شوند. عالىترين و عامترين مقدمات در فلسفه اثبات مىشود. البته بديهيات اوليهاى هم هستند كه جزو عامترين مقدمات براى اثبات مسائل علوم بكار گرفته مىشوند ولى چون احتياجى به اثبات ندارند، در فلسفه به عنوان مسأله مطرح نمىشوند. پس مراد از اثبات مبادى تصديقى علوم تنها آن دسته از مبادى است كه محتاج اثباتاند مثل اصل عليت و فروع آن. پس اولين فايده و منفعت فلسفه براى علوم ديگر اثبات همين مبادى تصديقى است.
تبيين و اثبات مبادى تصورى علوم در فلسفه
فايده و منفعت ديگر فلسفه براى ساير علوم اثبات و تبيين مبادى تصورى آنها
[١] عموم محشين و شارحان اين بخش از سخن شيخ را كه فرموده: «افادة اليقين بمبادى العلوم الجزئية» به مبادى تصديقى علوم معنا كردهاند. [براى نمونه بنگريد: ملاصدرا، تعليقات، ص ١٧ ـ خوانسارى، الحاشية، ص ١١٦ ـ نراقى، شرح الهيات ص ١٣٣.] [٢] صدرالمتألّهين، تعليقات، ص ١٧ ـ خوانسارى، الحاشية، ص ١١٦ ـ نراقى، شرح الهيات، ص ١٣٣. [٣] مراجعه كنيد به پاورقى شماره [٢] صفحه ١٥٩.