شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٥ - منفعت، مرتبه و اسم فلسفه
وقتى منفعت را به معناى عام و مطلق در نظر بگيريم، معنايى عامّى خواهد بود كه هريك از اقسام منفعت نوع و وجهى از آن به شمار مىرود،[١] يعنى منفعت اخس به اشرف نوعى از منفعت است غير از منفعت اشرف به اخس و غير از منفعتى كه از مساوى به مساوى مىرسد. هريك از اينها نوعى مغاير با ديگرى است.
فَمنفعةُ هذَا العلمِ الّذى بيَّنّا وجهَها هى إِفادةُ اليقينِ بمبادىءِ العلومِ الجزئيّةِ، والتَّحققُ[٢] لماهيةِ الأُمورِ المشتَركِ فيها[٣]، وإِنْ لم تكن مبادىءَ.
«پس منفعت فلسفه كه وجه آن را بيان كرديم، همانا افاده يقين به مبادى علوم جزئيه و تحقيق و اثبات حقانيت امورى است كه در علوم جزئى مشتركند گرچه از مبادى هم نباشند.»
منفعت فلسفه
اگر منفعت را عام و مطلق در نظر بگيريم تا بتوان مخدوم را هم نافع براى خادم دانست، مىتوان براى فلسفه ـ كه اشرف علوم است ـ نسبت به علوم ديگر منفعتى بيان كرد. اكنون ببينيم فلسفه چه منفعتى براى علوم ديگر دارد؟
آنچه شيخ بطور مجمل در يكى دو جمله گفته اين است كه منفعت فلسفه براى علوم ديگر در دو امر خلاصه مىشود: يكى اثبات مبادى تصديقى علوم ديگر، ديگرى تبيين مبادى تصورى آنها.
قبل از پرداختن به شرح و تفسير قول شيخ بهتر است بعضى از نكاتى را كه در همين جملات وجود دارد برجسته كنيم.
[١] صدرالمتألهين مىفرمايد: اين سه قسم انواع مختلف هستند كه هريك غير از ديگرى است چه اين انواع در يك معناى جنسى اشتراك داشته باشند يا نه. [تعليقات، ص ١٧] [٢] در بعضى نسخهها بجاى «التحقق» واژه «التحقيق» آمده [الهيات چاپ تهران، ص ٢٨٤ ـ الحاشيه خوانسارى، ص ١١٦ ـ شرح الهيات نراقى، ص ١٣٢] ولى بايد دانست كه گاهى «تحقق» به معناى «تحقيق» بكار مىرود يعنى در چنين كاربردى «تحقق» به معناى «ثبوت» نيست بلكه به معناى «جُستن و يافتن حق» خواهد بود. [م] [٣] در بعضى نسخهها بجاى «المشترك فيها»، «المشتركة فيها» آمده است [الهيات چاپ تهران، ص ٢٨٥ ـ الحاشية خوانسارى، ص ١١٦ ـ شرح الهيات نراقى، ص ١٣٢]. «المشترك فيها» را مىتوان مثل تعبير «مفعول به» و «مفعول فيه» قلمداد كرد كه جار و مجرور به منزله نايب فاعل است و معنايش اين مىشود: امورى كه در آنها اشتراك هست و ضمير «فيها» به خود امور برمىگردد ولى اگر «المشتركة فيها» خوانديم معنايش اين مىشود: امورى كه در آن علوم جزئيه اشتراك دارند و «المشتركة» به صيغه اسم فاعل خوانده مىشود و ضمير «فيها» به علوم جزئيه برمىگردد. [م]