مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٤٢ - نقد و تحلیل کلام صاحب وسائل الشّیعة در عدم جواز طواف
قال: ”لاتشربْ و أنت قائمٌ، و لا تَبُل فی ماءٍ نقیعٍ، و لا تَطُف بقبرٍ.“ ـالحدیث.»[١]
اقول: مراد از طوف به قبر در این دو روایت شریفه، غایط کردن است نه طواف نمودن و دور زدن؛ و شاهد بر این کلام عبارت طریحی در مجمع البحرین است که در مادّۀ طواف گوید: «و الطّوف: الغایط؛ و منه الخبر: ”و لا یُصَلِّ أحَدُکم و هو یُدافع الطّوف.“ و منه الحدیث:”لا تَبُل فی مستنقعٍ، و لا تَطُف بقبرٍ.“»
و علاوه مناسبت فقرات حدیث بین ایستاده آب خوردن و بول کردن در آب راکد و گودالهای آب، غایط کردن بر قبور است؛ نه دور گشتن و طواف نمودن!
به خصوص در روایت اوّل که تعلیل برای مرتکب این امور میآورد که «فإن أصابه شیءٌ، فلایلومنّ إلّا نفسَه»، مناسب با غایط نمودن است که عملی است که کسی انجام میدهد و چه بسا دچار عقربزدگی یا مارزدگی میشود, به خصوص در ازمنهای که غایط نمودن روی قبور در قبرستانها متداول بوده است؛ علاوه بر آنکه بر روی قبور مؤمنین موجب هتک احترام و عدم نزول ملائکه است.
و علاوه, شاهد و یا دلیل بر جواز طواف، روایت دیگری است که در وسائل ذکر میکند:
«عن محمّدبن یعقوب، عن محمّدبن یحیی و عن محمّدبن أحمد، عن محمّدبن الحسن، عن أحمدبن الحسین، عن محمّدبن الطَّیِّب، عن عبدالوّهاببن منصور، عن محمّدبن أبیالعَلاء، عن یحییبن أکثم، فی حدیث قال: ”بَینا أنا ذات یومٍ دخلتُ أطوفُ بقبر رسول الله، فرأیتُ محمّد بن علیّ الرّضا یطوف به، فناظرتُه فی مسائل عندی.“ ـالحدیث.»[٢]
سپس صاحب وسائل برای این روایت محاملی قرار داده است که جمع بین آن
[١] و ٢. وسائل الشّیعة، ج ١٤، ص ٥٧٤.
[٢]