مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٣٨ - رسالة فی جواز النّظر إلی أُمَّهات النّساء
و فی الرّیاض، فی الصفحة السادسة من کتاب النکاح:
«(و یجوز أن ینظر الرّجل) إلی محارمه ـو هنّ هنا اللّاتی یحرم نکاحُهنَّ مؤبَّدًا بنَسَبٍ أو رضاع أو مُصاهرةٍ، فیما قَطَع به الأصحابـ ما خلا العَورة الّتی هنا هی الدُبُر و القُبُل. و الحکم بذلک مع عدم التلذُّذ و الریبة مشهورٌ بین الأصحاب، بل قیل: مقطوعٌ به بینهم، مُشعِرًا بدعوی الوفاق، بل صرَّح به بعض الأصحاب. و المستند فیه بعد الأصل السالم عمّا یصلح للمعارضة، الآیةُ الکریمة: (وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ)[١] ـ الآیة؛ و الزّینة تعُمُّ الظّاهِرةَ و الباطنةَ، و منها الذِّراعان و مستور الخمار، کما فی الصَّحیح. و فی صحیحة منصور دلالةٌ علی جواز تغسیل المحارم ـکالزَّوجة دائمةً کانت أو منقطِعةًـ مُجَرَّداتٍ، إلّا أن یُلقَی علی عَورتِهنَّ خرقة.
و الأخبار الدالّة علی الأمر به من وَراءِ الثِّیاب محمولٌ علی الاستحباب عند جماعةٍ من الأصحاب. یؤیّده ورود مثله فی الزّوجة مع کونه للاستحباب بالبدیهة.
و إذا ثبت جوازُ النّظر حالَ الموت، فکذلک حالُ الحیاة؛ لعدم الفارق، مع ما ورد [من] أنّ حرمة المؤمن میّتًا کحرمته حَیًّا.»[٢]
نِعم ما أفاد المحقّق فی جامع الشّتات، فی صفحة ٢٤ من کتاب النکاح، بقوله:
«سؤال: بعضی ملاّها میگویند: ”مادرزن محرم نیست و دلیلی بر محرمیّت آن نیست.“ اصلی دارد یا نه؟
جواب: این سخن بیاصل است، و محرمیّت مادرزن اجماعی است؛ چنانکه از طریقۀ مستمرّۀ علماء و صلحای اهل دیانت در اعصار و امصار ظاهر میشود، بدون منکری که اعتمادی به شأن او باشد، و در کلام معتنین[٣] بر نخوردم به مخالفی،
[١]. سوره النّور (٢٤) آیه ٣١.
[٢]. ریاض المسائل، ج ١١، ص ٤٦.
[٣]. مراد علمای معتنا بهم و صاحب شأن است. (محقّق)