مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٥٦ - طریق تطهیر اشیاء و لوازم بیمارستان و لباس و بدن مباشران
لزومی ندارد در همه جا الکل کشمش (Ethil Alcohol) را به کار برند. و در این صورت ابداً محذوری به هم نمیرسد.
و ثانیاً: بنا به فرض عدم امکان و یا عدم موجودیّت الکل طاهر، باز هم بنا بر سه مبنای فقهی که بسیاری از فقهای أعلام بدان ملتزم بودهاند، میتوان حکم به رفع محذور و سهولت امر نمود:
اوّل: قاعدۀ عدم تنجیس متنجِّس؛ و بدین صورت که فقط اشیاء نجسه را مُنَجِّس بدانیم؛ و حکم به تنجیس متنجّس نکنیم. واضح است که بنا بدین فرض چون عین خون از بین رفت و عین الکل از بین رفت ـکه همیشه از بین میرود و فوراً میپرد و در موضع اصطکاک، عین و اثری از آن باقی نمیماندـ، محلّ آن متنجّس است و باید تطهیر گردد؛ امّا منجِّس نیست، و اگر به جایی با رطوبت سرایت کند آنجا را نجس نمیکند. لهذا دست و بدن دکتر و مریض و پرستار که به الکل خورده است، باید تطهیر شود. امّا قبل از تطهیر اگر به جایی با رطوبت سرایت کند آنجا را نجس نمیکند؛ زیرا دست و بدن و لباس متنجّس است نه نجس، و ملاقات با آن منجِّس نیست. پرستار که با دستمال، میز و تخت و کف اطاق را پاک میکند و الکل را به همه جا میرساند، آن محلّ پاک را نجس میکند؛ ولی آن محلّ پاکِ متنجِّس به نجاست، منجِّس نیست؛ و اگر با رطوبت به بدن و لباس طاهر برخورد کند موجب سرایت نجاست نخواهد شد.
دوّم: قاعدۀ عدم تنجیس غسالۀ متنجّس و اکتفا به تنجیس غسالۀ نجس؛ و این حکم هم مترتّب بر حکم سابق است. بنابراین هر محلّ متنجّس به نجاست را پس از زوال عین نجاست، اگر بشوئیم غسالهاش طاهر، و با سرایت آن، حکم به نجاست نمیگردد.
سوّم: عدم لزوم تکرار و تعدّد در تطهیر با آب قلیل. و در این صورت هرجا متنجّس به خون و بول و یا الکل شد، به مجرّد ریختن یکبار آبِ قلیل بر روی آن