مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٢٩ - راجع به ذات أشاجع و محرّمات گوسفند
الخَمرِ؛ و لَم یَزَلِ الخَمرُ حَرامًا.»[١]
٥. و از حضرت صادق علیهالسّلام [روایت است]:
«إنّ اللَهَ عزّوجلّ جَعَلَ لِلشّرِّ أقفالًا، و جَعَلَ مَفاتیحَها الشّرابَ.»[٢]و[٣]
[راجع به ذات أشاجع و محرّمات گوسفند]
در لغتنامۀ دهخدا در مادّۀ ذات آورده است که:
«ذات أشاجع در نصابصبیان, چاپ برلین, در قطعۀ ذیل که محرّمات گوسفند را گرد آورده, آمده است؛ و در جای دیگر نیافتیم:
|
غُدَد ذات أشاجِع حَدَق و فَرْج و قَضیب |
||||
|
اُنثَیان و دَم و عِلبا و نُخاع است و طَحال |
||||
|
پس مَثانه است و مَراره است و مَشیمه خَرْزَه |
||||
|
یاد گیر این که تو را باز رهاند زِ وَبال» |
||||
و در مادّۀ أشجع از منتهیالإرب آورده است که:
«پیوند انگشتان متّصل به پِیِ پشت دست و پا, یا پِیِ پشت دست از بند دست تا بن انگشتان, یا استخوان زیر پِیِ پشت دست ملتصق به بند دست. [جمع:] أشاجع. و إشْجع هم مرادف أشجع است.»
و در جواهر الکلام در کتاب أطعمه و أشربه آورده است که:
«نعم، لم أقف علی ما تضمّن ذات الأشاجع [منها]، فیتّجه الحکم بحلّها. اللّهمّ إلّا أن یتمّ الحکم فیها بعدم القول بالفصل. علی أنّ المراد بها غیر معلومٍ؛ فإنّ
[١]. الکافی، ج ٦، ص ٣٩٥، باب أنّ الخمر لم تزل محرّمة.
[٢]. همان، ص ٤٠٣، باب أنّ الخمرَ رأسُ کلِّ إثم.
[٣]. جنگ ١، ص ١٠٨.