مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٢٣ - أب در مسأل١٧٢٨ عَول, فی من ینقص علیهم نیست
پس بنابراین بحث، باید طبق قاعده بر أب هم نقص وارد شود, نه تنها در صورتی که فرض ندارد تا بگویید نقصان برای ذویالفروض است؛ بلکه در صورتی فرض دارد که در صورت وجود بنتین باشد.
فإنّه یقال: طبق آیۀ قرآن و طبق روایت صحیحه هیچگاه نقص بر أب وارد نمیشود.
امّا آیه: (وَلِأَبَوَيْهِ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِنْ كَانَ لَهُ وَلَدٌ)،[١] و این صریح است در اینکه: متوفّی اگر وَلَد داشته باشد ـخواه آن ولد مذکرّ باشد و یا مؤنّث، واحد باشند یا متعددـ أب سهمیّهاش سُدس است.
و امّا روایت: صحیحة محّمد بن مسلم عن أبیجعفر علیهالسّلام فی امرأةٍ ماتت و ترکت زوجَها و أبویها و ابْنَتَها، قال:«للزَّوج الرُّبعُ: ثلاثةُ أسهمٍ من اثنیعشر سهمًا. و للأبوین لکلّ واحدٍ منهما السّدس: سهمان من اثنیعشر سهمًا. و بقی خمسة أسهم، فهی للابنة؛ لأنَّه إن کان ذکرًا، لمیکن له أکثر من خمسة أسهمٍ من اثنیعشر سهمًا، لأنّ الأبوین لا ینقصان کلُّ واحدٍ منهما من السدّس شیئًا، و أنَّ الزوج لا ینقص من الرُّبع شیئًا.»[٢] (کافی، جلد ٧، صفحه ٧٧ و ٨٨؛ جامع المدارک، جلد ٥، صفحه ٣١٣ و ٣١٤)
و بنابراین در صورت لزوم عول در فرض مسأله که اجتماع بنتین و أبوین و زوج یا زوجه باشد, نقص بر أب وارد نمیشود, او سهمیّۀ خود را که سُدْس است میبرد؛ و فقط نقص بر بنتین وارد میشود.
و امّا عدم فرق بین أب و بین بِنتین نیز صحیح نیست؛ زیرا که برای بنتین فریضهای معیّن شده در صورتی که بشرطِلا از اولاد ذکور دیگری باشند, و در صورت اولاد ذکور دیگر به مقتضای (يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلَادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ
[١]. سوره النّساء (٤) آیه ١١.
[٢]. الکافی، ج ٧، ص ٩٦.