مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٢٤ - جواز أخذ منفعت از قرض با عدم اشتراط نفع
أقول: در این روایات همه لفظ «المسلمون» وارد است نه «المؤمنون.»
جواز أخذ منفعت از قرض با عدم اشتراط نفع
و امّا آنچه در وسائل، در باب «جواز قبول الهدیّة و الصّلة ممّن علیه الحقّ، و کذا کلّ منفعة یجرّها القرض من غیر شرطٍ، و استحباب احتسابها له ممّا علیه»[١] آمده است و در باب بعد از آن،[٢] مجموعاً بیست روایت است، که در آنها وارد شده است که: در هر قرضی که شرط منفعت نشود ولیکن خود قرض و ظروف استقراض منفعتی را به شخص مقرض برساند اشکال ندارد:
١. در یک روایت آن تصریح است که: قرضی که موجب جرّ منفعت بشود صحیح است؛ کما قال:
«و بإسناده (أی الکلینی) عن الصّفّار، عن محمّد بن عیسی، عن علیّ بن محمّد و قد سمعته من علیٍّ، قال: کتَبت إلیه: القرضُ یجُرّ مَنفعَةً؛ هل یجوز ذلک أم لا؟ فکتَب: ”یجوز ذلک.“ ـ الحدیث.»[٣]
٢. در چهار روایت تصریح است که: «خیرُ القَرضِ ما جرَّ المنفعةَ.»[٤]
٣. از کلینی روایت شده است از: «عدّة من أصحابنا عن أحمد بن محمّد و سهل بن زیاد، جمیعًا عن ابنمحبوب، عن هذیل بن حیّان أخی جعفر بن حیّان الصّیرفیّ، قال:
قلت لأبیجعفر علیهالسّلام[٥]: إنّی دفعت إلی أخی جعفرٍ مالًا [کان لی]، فهو
[١]. همان، ص ٣٥٢.
[٢]. همان، ص ٣٦٠.
[٣]. همان، ص ٣٥٩.
[٤]. همان، ص ٣٥٤.
[٥]. خ ل: أبیعبدالله علیه السّلام.