مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٤٨ - رسالهای در عدم جواز فَتک و ترور
و آله و سلّم، و لکنَّهُ الحَیْنُ[١] و مَصارِعُ السُّوء، و قاتلُ ابن صَفیّةَ فی النّار“. (مروجالذهب، جلد ٢، صفحه ٣٧٣)[٢]
برای آنکه زبیر را غیلَةً و غَفلةً کشت و در اسلام فَتک نیامده است؛ و کشتن به طور غفلت، که امروز آن را ترور گویند، جایز نیست و علاوه در کشتن زبیر خودسری نموده و بدون دستور امام او را کشته است. زبیر اینک دست از جنگ برداشته و به راه دیگر میرفت، به چه مجوّز شرعی بدون اجازه امام او را کشت؟»
اقول: امر رسول خدا به حسب قواعد شرعیّه ابوبکر و عمر را، به کشتن شخصی که در خارج بود و آنها وی را در حال نماز یافتند نکشتند و چون به أمیرالمؤمنین امر کردند که وی را بکُشد و حضرت رفتند و برای کشتنْ او رفته بود، امر حقیقی به فتک نبوده است؛ بلکه نظایر اوامر امتحانیّه ـکه حقیقت مأمورٌبه در خارج واقع نمیشودـ بوده است و مصلحت امر، امتحان ابوبکر و عمر و ارائۀ به امّت اسلام بوده است که آنان در مقابل نص، اجتهاد مینمودهاند.
امر رسول خدا به أمیرالمؤمنین علیهماالسّلام که مابور را ـکه مُقَوقِس همراه ماریّه قبطیّه فرستاده بودـ به واسطۀ تهمت عائشه وی را به زنای با ماریّه و تولد حضرت ابراهیم از او شده بود بکشند، امر واقعی نبوده است بلکه صوری بوده برای انکشاف امر مابور که خصیّ بوده و ماریّه دامنش پاک و ابراهیم فرزند رسول خدا بوده است؛ وگرنه به غیر این طریق از انکشاف امر مابور که خصیّ بوده است ممکن نبود، و اگر این انکشاف و امتحان به عمل نمیآمد، تا ابد دامان ماریّه و مابور به این تهمت آلوده بود و با وجود عصمت آنان راهی برای رفع تهمت به غیر این صورت نبود. فلهذا أمیرالمؤمنین در کشتن مابور از رسول خدا اختیار «الشّاهد یَری ما لایَری الغائبُ» گرفتند و رسول خدا بعد از قضیه فرمود: «الحمدُ للّه الّذی یَصرِفُ عنّا أهلَ البیت الامتحانَ.»
[١]. لسان العرب: «الحَیْنُ: الهلاک.»
[٢]. مروج الذهب، ج ٢، ص ٣٦٤.