شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٢ - آغاز جستجو پيرامون موضوع فلسفه اولى
تا بدينجا شيخ روشن كرد كه اصل سببيت امرى محتاج اثبات است يعنى نه از محسوسات است و نه امرى اوّلى است و نه از راه تجربه محض ثابت مىشود.
اگر امرى نظرى و محتاج اثبات شد بايد در علمى از علوم حقيقى مورد بررسى قرار گيرد و برهان بر آن اقامه گردد. حال چه علمى مىتواند اصل سببيت را اثبات و بعداً اسباب قصواى موجودات را اثبات كند؟
ثُمَّ البيانُ البُرهانىُّ لذلك ليسَ فى العلومِ الاُخرى، فإذن يجبُ أَن يكونَ فى هذَا العلمِ. فكيف يُمكُن أَنْ يكونَ الموضوعُ للعلمِ المبحوثِ عن أَحواله فى المطالبِ مطلوبَ الوجودِ فيه؟
«از طرفى اثبات برهانى اين مطلب [كه هر حادثى مبدأ و سببى دارد]در علوم ديگر وجود ندارد بنابراين بايد در اين علم واقع شود. [حال كه چنين است]چگونه ممكن است موضوع اين علم، كه مسائل آن از احوال همين موضوع بحث مىكند، وجودش به عنوان مسأله مطرح باشد!»
فلسفه عهدهدار اثبات «اسباب قصواى موجودات»
چه علمى مىتواند متكفل اثبات وجود اسباب قصواى موجودات بشود؟
شيخ بدون پرداختن تفصيلى به اين مساله، مىگويد: علوم ديگر ـ يعنى علوم غير از فلسفه ـ محلّ اثبات برهانى اين امر نيستند. مىتوان از طرف شيخ چنين گفت كه همانگونه كه قبلا معلوم شد علوم ديگر يا علوم عملىاند كه در آنها فقط به افعال اختيارى انسان و مبادى آنها پرداخته مىشود و اثبات اسباب قصواى موجودات خارج از قلمرو مسائل آنها است.
اگر به علوم نظرى مراجعه كنيم مىيابيم كه در علوم طبيعى و رياضى هم جايى براى اثبات وجود اسباب قصوى نيست چرا كه اين امر اعمّ از مطالب طبيعى و رياضى است.
با كنار رفتن علوم عملى و رياضيات و طبيعيات، تنها يك علم مىماند كه فلسفه است. پس تنها محلّ مناسب براى اثبات اين امر، فلسفه است.
بعد از اينكه معلوم شد كه بايد «وجود اسباب قصوى» جزو مسائل فلسفى قرار گيرد، نتيجه مىگيريم كه «اسباب قصوى» را نبايد موضوع فلسفه دانست. چون امرى كه اثبات «وجودش» يكى از مسائل علم است موضوع آن علم نخواهد بود. زيرا