شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٥٢ - بررسى بعضى از خصوصيات واجب
عبارت ديگر ذات يكى كه در حد امكان است افاده كننده وجوب وجود به ديگرى باشد در حالى كه امكان آن افاده كننده، مستفاد از اين يكى نيست، زيرا امكان، ذاتى و غيراكتسابى است و امكان اكتسابى و به تعبير ديگر «امكان بالغير» نداريم.
چرا شيخ اين شق از مسأله را بدينگونه فرض كرد؟
نظر به اينكه در شق قبلى با مشكل دور مواجه بوديم، چون فرض را براين گذاشته بوديم كه وجوب وجود «الف» از «ب» باشد و وجوب وجود «ب» هم از «الف» باشد، در اين شق مىخواهيم فرضى ديگر را كه مشتمل بر دور نباشد مطرح سازيم و ببينيم كه مسأله تكافؤ دو واجب حل مىشود يا نه.
شيخ در اين شق، چنين فرض مىكند كه وجوب وجود «الف» از ذات «ب» كه ممكن است اخذ شده باشد ولى امكان ذات «ب» از وجوب وجود «الف» مأخوذ نباشد بلكه آنچه را كه «ب» از «الف» استفاده مىكند وجوب است نه امكان. پس دورى لازم نمىآيد.
با اينكه در اين فرض اشكال دور مطرح نمىشود، اشكال ديگرى رخ مىنُمايد و آن اينكه: چنين دو موجودى، از نظر وجودى متكافىء نيستند چرا كه يكى علت بالذات است و ديگرى معلول بالذات. امكان «ب» علت بالذات است چون منشأ وجوب «الف» شده است و وجوب «الف» معلول بالذات است.
البته در اين سخن كمى مسامحه واقع شده است چرا كه «ب» يك شىء دانسته شده در حالى كه «ب» دو حيثيت دارد و از يك حيثيت علت است و آن همان حيثيت «امكان ذاتى» او است.
بهر حال، حيثيت علت بودن «ب» همان امكانش است كه ديگر اكتسابى نيست درحالى كه وجوب وجود «الف» اكتسابى است پس «الف» و «ب» كه متكافِىء فرض كرده بوديم، متكافِىء نيستند.
بنظر مىرسد اشكالات روشنترى بر اين فرض وارد است از جمله اينكه: امكان چيزى نيست كه «وجوب وجود» افاده كند. امكان حيثيت فقدان است و وجوب همان تأكد وجود است و اگر وجوب وجود بالذات مورد نظر باشد، ديگر نمىتواند اكتسابى باشد. شيخ از اين اشكالات و پاسخ به آنها صرف نظر كرده است.