شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٥١ - بررسى بعضى از خصوصيات واجب
پس «ب» مقدم بر «ب» مىشود كه اين همان تقدم الشىء على نفسه است كه بىترديد محال است.
نتيجه نهايى اين فرض كه دو واجب مفروضْ وجوب وجود را از يكديگر وام گرفته باشند اين است كه وجوب وجودى محقق نيابد چرا كه وجوب وجود هر يك از اين دو دائرمدار وجوب وجود ديگرى است و اين همان دور باطل است. پس نه براى «الف» وجوب وجودى حاصل مىآيد ونه براى «ب».
وَ إِن كانَ وجوبُ الوجودِ لِهذا من ذلكَ[١] و ذلكَ فى حدِّ الإِمكانِ، فيكونُ وجوبُ وجودِ هذا من ذاتِ ذلكَ و هوَ فى حدِّ الإِمكان، و يكونُ ذاتُ ذلك فى حدِّ الإِمكانِ مُفيداً لهذا وجوبَ الوجودِ و ليسَ له حدُّ الإِمكان مستفاداً من هذا بل الوجوب. فتكون العلّةُ لهذا امكانَ وجودِ ذلك و امكانُ وجودِ ذلكَ ليس علّتُه هذا فيكونان غيرَ مُتكافئَينِ، أَعنى ما هو علتُه[٢] بالذّات و معلولٌ بالذّات.
«و اگر وجوب وجود اين [مثلا «الف»] از آن [مثلا «ب»] است در حالى كه آن [«ب»] در حدّ امكان است پس وجوب وجود اين [«الف»] از ذات آن [«ب»] است كه در حدّ امكان است و ذات آن [«ب»] در حال امكان، به اين [«الف»]وجوب وجود را افاده مىكند ولى حدّ امكان براى آن [«ب»]مستفاد از اين [«الف»] نيست بلكه وجوب [آن «ب»] مستفاد از اين [«الف»]است. يعنى علت وجوب اين [«الف»]امكان وجود آن [«ب»]است و علت امكان وجود آن [«ب»]همين [«الف»]نيست پس اين دو [«الف» و «ب»]متكافىء نيستند يعنى يكى [= امكان وجود «ب»]علت بالذات است و ديگرى [= وجوب وجود «الف»]معلول بالذات.»
بررسى اين فرض كه وجوب هريك از واجبهاى مفروض از امكان ديگرى كسب شده باشد
فرض ديگرى اين است كه دو واجب الوجود مفروض، يكى وجوب وجودش را از ديگرى «بما انه ممكن» بگيرد يعنى وجوب وجود اين ناشى از صفت وجوب ديگرى نباشد بلكه ناشى از ذات ديگرى كه در حدّ امكان وجودى است، باشد. به
[١] واو حاليه است. [م] [٢] در نسخه ديگر الهيات، «علة» آمده است كه صحيح است. [بنگريد: الهيات چاپ تهران، ص ٣٠١]