شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٩٩ - وحدت واجب الوجود
در روايات و ادعيه هم در مورد خدا «وحدانية العدد[١]» بكار رفته است ولى مراد ائمة معصومين سلام اللّه عليهم اجمعين يقيناً وحدت عددى به معناى خاص آن نبوده است.
پس واجب الوجود واحد شخصى است ولى مثل اشخاصِ داخل تحت يك نوع نيست.[٢]
شيخ در ادامه مىفرمايد: واجب الوجود معنايى است كه شرح الاسم آن معنا اختصاص به خود واجب دارد يعنى اوّلا آن معنا و حقيقت، حد و تعريف حقيقى ندارد چرا كه جنس و فصل ندارد و هر چه در مورد واجب گفته شود «شرح الاسم» است نه «تعريف حقيقى» ثانياً اين شرح الاسم در مورد هيچ موجود ديگرى صادق نيست.[٣]
وجود واجب هم بگونهاى است كه قابل اشتراك نيست، و چنان نيست كه آن را بتوان به چيز ديگرى نسبت داد[٤].
وَ أمّا الممكنُ الوجود فَقد تبيّنَ من ذلكَ خاصيّتُه، وهو أَنَّه يحتاجُ ضرورةً إِلى شىء آخرَ يَجعلُه بِالفعلِ موجوداً، و كلُّ ما هوَ ممكنُ الوجودِ فهو دائماً باعتبارِ ذاتِه ممكنُ الوجودِ، لكنَّه رُبّما عرضَ أن يجبَ وجودُه بغيرِه، و ذلكَ إِمّا أَن يعرضَ له دائماً و إمّا أن يكونَ وجوبُ وجودِه عَن غيرهِ ليسَ دائماً بل
[١] مرحوم ميرزا مهدى آشتيانى در كتاب اساس التوحيد، آنجا كه «اقسام وحدت و مقابل آن» را بيان مىكند به وحدت واجب كه وحدت حقه است مىپردازد و بعضى از روايات و آيات مشتمل بر توحيد را بررسى مىكند. در آنجا اين تعبير را از امام زين العابدين(عليه السلام) نقل مىكند. «يا الهى لك وحدانية العدد» و وحدانيت عددى را به وحدت صرفة جمعية لا بشرطية اطلاقية تفسير مىكند. در همين مبحث رواياتى آورده شده كه صريحاً وحدت عددى را از خدا نفى كرده است. (اساس التوحيد، صفحه ٤٦ تا صفحه٥٠) [٢] ملاصدرا عبارت «ليس كأشخاص تحت نوع» را عطف بيان و تفسير براى «واحد بالعدد» دانسته است. (تعليقات، ص٣٥) [٣] ملاصدرا معتقد است كه «معنى شرح اسمه له فقط» متفرع بر حكم اوّلى يعنى «واحد بالكلمة» است (تعليقات، ص٣٥) و مرحوم خوانسارى هم تصريح به اين امر كرده است. (الحاشية، ص٢٩٧) [٤] ملاصدرا معتقد است كه خصوصيت «وجوده غير مشترك فيه» متفرع بر حكم دوم يعنى متفرع بر «واحد بالعدد» است (تعليقات، ص٣٥) و مرحوم خوانسارى هم اين نظر را قبول كرده است. (الحاشية، ص ٢٩٨)