شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٨ - آغاز جستجو پيرامون موضوع فلسفه اولى
التَّصورىِّ والتَّصديقىِّ بأُمور ليستْ هىَ هىَ بأَنّها أَعمالُنا و أَحوالُنا فتكونُ الغايةُ فيها حصولَ رأى وَ اعتقاد ليسَ رأياً و اعتقاداً فى كيفيّة عمل أَو كيفيةِ مبدإِ عمل من حيثُ هو مبدأُ عمل.
و أنَّ العملّيةَ هى الَّتى يُطلبُ فيها أَوّلا استكمالُ القوّةِ النَّظرّيةِ بِحصولِ العلمِ التَّصورىِّ والتَّصديقىِّ بأُمور هى هى بأَنّها أَعمالُنا، ليحصلَ منها ثانياً استكمالُ القوّةِ العملّيةِ بالأَخلاقِ.
«[ و در جاهاى ديگر] به تفاوت بين حكمت نظرى و عملى اشارت شده است و گفتهاند كه: حكمت نظرى آن است كه مطلوب از آن استكمال قوه نظرىِ نفس است تا اينكه عقل بالفعل حاصل آيد و حصول عقل بالفعل بواسطه دارا شدن علم تصورى و تصديقى است نسبت به چيزهايى كه خود به خود اعمال و احوال ما نيستند يعنى غايت حكمت نظرى پيدايش رأى و اعتقادى در باب كيفيت عمل و يا كيفيت مبدأ عمل از ان جهت كه مبدأ عمل است، نيست.
حكمت عملى حكمتى است كه مقصود از آن اين است كه اولا قوه نظرى نفس بواسطه دارا شدن علم تصورى و تصديقى نسبت به چيزهايى كه خود به خود اعمال ما هستند استكمال يابد، سپس قوه عملىِ نفس بواسطه اخلاق استكمال يابد.»
تفاوت علوم نظرى با علوم عملى
شيخ در اينجا قصد آن دارد كه تفاوت ميان علوم نظرى و علوم عملى را معلوم دارد. ايشان مىگويد: ما در علوم نظرى بدنبال اين هستيم كه قوه نظرى نفس را كامل كنيم به اين صورت كه نفس را از مرتبه عقل هيولانى به مرتبه عقل بالفعل برسانيم. چون نفس انسان از مرحله عقل هيولانى حركت را آغاز مىكند و تدريجاً با آموختن علوم به عقل بالفعل مىرسد. اين استكمال در واقع با حصول و پيدايش تصورات و تصديقات تحقق مىيابد. در ابتدا نفس انسان نسبت به تصورات و تصديقات بالقوه است و اين مرتبه را مرتبه عقل هيولانى مىنامند و هنگامى كه اين تصورات و تصديقات با لفعل در نفس تحقق يافتند نفس كاملتر شده به مرتبه عقل بالفعل مىرسد.[١]
[١] مرحوم خوانسارى معتقد بود كه مراد شيخ، حصول عقل بالفعل از راه حصول علوم تصورى و تصديقى است چرا كه عقل بالفعل معنايى ندارد جز اينكه نفس توسط معلومات عالم شود.
در ادامه ايشان نقل مىكند كه بعضى گفتهاند: مراد شيخ از عقل بالفعل اين است كه نفس عقل شود و داخل در حزب ملائكه مقربين گردد. مرحوم خوانسارى در ردّ اين قول مىفرمايد: اولا اين قول حاصلى ندارد. ثانياً مخالف ظاهر بلكه صريح كلام شيخ است. ثالثاً: شيخ مبناى اين قول را قبول ندارد چرا كه ايشان اتحاد نفس با عقل را محال مىداند.
در ادامه دو اشكال بر ظاهر كلام شيخ وارد مىكند و به هر دو پاسخ مىدهد. [الحاشيه، صص ٣ـ١٢]