شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٦ - آغاز جستجو پيرامون موضوع فلسفه اولى
علوم ديگر، گرچه موضوعشان هم امر جسمانى است، احكام جسم مطرح نشود تا اختلاط و تكرار مسائل پيش نيايد.
البته همانگونه كه ملاحظه مىشود به نظر ما مطرحكردن مسائلى كه محمول آنها عوارض ذاتيه و خاصه به موضوع علم نيست، امرى بر خلاف حكمت تفكيك علوم است ولى بعضى ادعاى بالاترى دارند و آن اينكه اصلا اين كار بر خلاف برهان عقلى است. به تعبير ديگر: اينان مدعى هستند كه برهان عقلى داريم كه در هر علمى فقط و فقط مىبايست مسائلى مطرح شوند كه محمولات آنها از عوارض خاصه و ذاتيه موضوع علم است و نمىتوان مسائلى را در يك علم مورد تحقيق قرار داد كه محمولات آنها از عوارض خاصه و ذاتيه موضوع آن علم نيست.[١]
با توجه به نكتهاى كه مفصلا بيان كرديم، سخن شيخ واضح مىشود. ايشان مىگويد: اگر موضوع فلسفه را «اسباب بما هى اسباب» بدانيم بايد در فلسفه فقط از معانى و امورى بحث شود كه اختصاص به اسباب داشته باشند حال آنكه چنين نيست. در فلسفه از امورى همانند وجوب و امكان بحث مىشود كه هم عارض بر اسباب مىشوند و مثلا مىگوييم اسباب و علل اوليه يا ممكن الوجودند مثل هيولاى اولى و يا واجب الوجودند مثل ذات بارى تعالى و همينطور وجوب و امكان عارض بر مسببات مىشوند يعنى وجوب و امكان اختصاص به اسباب ندارند. همين سخن درباره امور ديگرى مثل قوه و فعل، حدوث و قدم، تقدم و تأخر و امثال اينها صادق است.
از طرفى هم نمىتوان گفت كه اصلا امورى مثل وجوب و امكان، حدوث و قدم، قوه و فعل ـ كه از عوارض خاصه و ذاتيه اسباب بما هى اسباب نيستند ـ محتاج بحث و بررسى نيستند و اگر هم فلسفه از اين امور بحث مىشود در واقع به عنوان مباحث فلسفى نبايد تلقى شوند. چرا؟
[١] براى نمونه بنگريد سخن مرحوم علامه طباطبايى را كه مىفرمايد: اينكه در علوم به بحث از عوارض ذاتيه موضوع اكتفا مىكنند، صرفاً به خاطر قرارداد و مواضعه نيست بلكه امرى است كه برهان آن را ايجاب نموده است و در توضيح اين ادعا تفصيلات زيادى مىدهند كه مىتوانيد آنها را در حاشيه اسفار (ج ١، پاورقى ص ٣٠ به بعد) ملاحظه كنيد.