شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٥ - آغاز جستجو پيرامون موضوع فلسفه اولى
شكى نيست كه عوارض مساوى با موضوع، عوارض ذاتية بحساب مىآيند چه بىواسطه بر موضوع عارض شوند و چه با واسطه مساوى عارض بر موضوع گردند. امّا در مورد عوارضى كه اخصّ از موضوع هستند بحث در گرفته كه آيا مىتوان آنها را هم عوارض ذاتيه دانست يا نه. خود شيخ از كسانى است كه معتقد است كه ممكن است عوارض ذاتيه اخصّ از موضوع باشند.[١]
آنچه در بحث كنونى مهم است اين است كه آيا عوارض ذاتية مىتوانند اعم از موضوع علم باشند؟
در بين همه منطقدانان مسلم و اجماعى است كه عوارض ذاتيه نبايد اعم از موضوع باشند يعنى محمولاتى باشند كه علاوه بر اين موضوع، شامل موضوع ديگرى هم بشوند. چون اگر محمولى اعم از موضوع علم بود دليلى وجود ندارد كه بحث درباره آن در اين علمْ واقع شود.
فرض كنيد علمى داريم كه موضوعش «انسان» است. آيا ممكن است كه در اين علم از امورى بحث كنيم كه شامل حيوانات ديگر هم بشود؟! و يا ممكن است در اين علم مباحث فيزيكى را مطرح كنيم با اين توجيه كه انسان داراى جسم است و جسم عوارضى دارد؟! آيا اين كار صحيح است؟ نه. چرا؟
چون حكمت و دليل عقلائى تفكيك علوم از يكديگر اين بوده كه مسائل در علوم مختلف تكرار نشوند. اگر اين حكمت را ناديده بينگاريم لازمهاش اين است كه در همه علومى كه موضوعات آنها امور جسمانىاند بتوان مباحث و مسائل فيزيكى را مطرح كرد. اين كار را عقلاء نمىپذيرند. عُقلاء علوم را تفكيك كردهاند تا درباره هر موضوعى مثلا جسم يكبار و براى هميشه در يك علم، احكام و عوارض آن مطرح شود و در
[١] براى نمونه بنگريد: ابن سينا، النجاة ج ٢، ص ٤٨.