شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٩ - آغاز جستجو پيرامون موضوع فلسفه اولى
صورى، علت فاعلى و علت غايى است، و چون بحث درباره اسباب بعيده موجودات فقط در فلسفه واقع مىشود، لذا گروهى موضوع فلسفه را اسباب قصوى و علل اوليه اشياء دانستهاند.
بررسى چند نكته در عبارات شيخ
قبل از آنكه به احتمالات مختلفى كه در مورد معنا و مراد اين قول وجود دارد بپردازيم و نظر شيخ را در مورد هر معناى احتمالى ملاحظه كنيم به ابهامهايى كه در عبارت شيخ هست اشاره مىكنيم.
نخست بايد توجه كرد وجه اينكه شيخ در عبارت «هل موضوعه....» براى فلسفه اولى ضمير مذكر آورد، به اعتبار «علم» مىباشد.
در عبارت «الاسباب القصوى للموجودات كلّها»، جاى اين سؤال هست كه اعراب «كلّها» چيست و چه نقشى در اين عبارت ايفا مىكند؟
بعضى از محشين و شارحان كلام شيخ از جمله صدر المتالهين بر آنند كه «كلها» مجرور و تأكيد براى «موجودات» مىباشد پس معناى عبارت شيخ چنين خواهد شد كه «آيا موضوع فلسفه اولى اسباب قصواى همه موجودات است؟»
بعضى خرده گرفتهاند كه: لازمه اين اعراب براى «كلّها» و معنايى كه بر اين اساس براى جمله ارائه مىشود، آن است كه همه موجودات داراى علل چهارگانه (= علت صورى، علت مادى، علت فاعلى و علت غايى) باشند حال آنكه همه موجودات علل چهارگانه ندارند مثلا مجردات فقط به علت فاعلى و علت غايى نيازمندند. پس «كلّها» را نبايد تاكيد موجودات دانست.
بعضى ديگر پاسخ دادهاند: مراد اين است كه همه موجوداتى كه داراى اين علل هستند. به عبارت ديگر هر موجود ممكنى سببى دارد با اين تفاوت كه بعضى فرضاً يك سبب دارند، بعضى دو سبب دارند مثل مجردات و بعضى هر چهار سبب را دارند. تمام اين اسباب در فلسفه مورد بحث قرار مىگيرند.
در مورد لفظ «اربعتها» هم بحث شده كه اعرابش چيست و چه نقشى در جمله دارد.
بنظر مىرسد كه هم «كلها» و هم «اربعتها» را مىتوان مرفوع خواند[١] و معناى عبارت
[١] «كلّها» را مرفوع و تاكيد «الاسباب» بدانيم چرا كه در عبارت آينده هم شيخ مىگويد: «الاسباب كلها» و «اربعتها» را هم مرفوع بخوانيم و آن را بيان «الاسباب» بدانيم. (نراقى، شرح الهيات، ص ٢٩).