شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٤ - آغاز جستجو پيرامون موضوع فلسفه اولى
اگر موضوع علم الهى ذات علت نخستين باشد طبعاً مسائل اين علم هم بررسى صفات و افعال او خواهد بود. اين هم در خور تحقيق و بررسى است كه آيا مسائل علم الهى كدام مسائل هستند؟
و بالاخره آنچه در بخش سوم قابل تحقيق و كنكاش است، بررسى اين امر است كه مبادى علم الهى كدامند؟
و أَيضاً قد كُنتَ تسمعُ أنَّ ههنا فلسفةً بالحقيقة، و فلسفةً اُولى، و أَنَّها تُفيدُ تصحيحَ مبادىءِ سائِر العلومِ، و أَنَّها هى الحكمةُ بالحقيقةِ. و قد كُنتَ تسمعُ تارةً أنَّ الحكمةَ هى افضلُ علم بأَفضل معلوم، و أُخرى أَنَّ الحكمةَ هى المعرفةُ الَّتى هىَ أصحُّ معرفة و أَتقنُها، و أخرى أَنَّها العلمُ بالأَسباب الاُولى للكلّ. و كُنتَ لا تعرفُ ما هذِه الفلسفةُ الأولى، و ما هذهِ الحكمةُ، و هل الْحُدودُ و الصِّفاتُ الثّلاثُ لِصناعة واحدة، أَو لِصناعات مختلفة كلُّ واحدة منها تسمّى حكمةً.
«همچنين [در جاهاى ديگر] شنيدهاى كه فلسفه حقيقىاى وجود دارد و نيز فلسفه اُولايى هست و نيز شنيدهاى كه فلسفه اولى فايدهاش اثبات مبادى ساير علوم است و حكمت حقيقى همين علم است. و گاهى شنيدهاى كه حكمت الهى برترين علم به برترين معلوم است و گاهى گفتهاند: حكمت الهى صحيحترين و متقنترين شناخت مىباشد و گاهى هم گفتهاند: اين حكمت، علم به اسباب نخستين همه اشياء است. و [تا حال]ندانستهاى كه اين فلسفه اولى و اين حكمت الهى چيست و آيا اين تعريفات و صفات سهگانه، صفات و تعريفاتى براى يك صناعت است يا براى صناعات متفاوتى كه به همه آنها حكمت گفته مىشود.»
از مواردى كه در كتابهاى گذشته به الهيات اشاره شده بود، آن بود كه بطور اجمال گفتيم كه هر علمى مبادىاى دارد كه بايد در علم مقدّمىتبيين و اثبات گردند و در همانجا گفتيم كه همه مبادى اوليه علوم بايد در بالاترين علم (= علم اعلى) تبيين و اثبات شوند. آن علم اعلى، فلسفه اولى و فلسفه حقيقى است كه يكى از كارهايش تصحيح و اثبات درستى مبادى اوليه علوم است يعنى مبادىاى كه در علوم ديگر به