شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٣ - آغاز جستجو پيرامون موضوع فلسفه اولى
التَّحقيقِ ما الموضوعُ لهذا العلم، و هل هو ذاتُ العلّةِ الأُولى حتّى يكون المرادُ معرفةَ صفاته و أَفعاله او معنىً آخرُ.
«دليل [پرداختن به تعيين موضوع علم الهى] اين است كه در همه علوم چيزى هست كه موضوع علم است و امورى هستند كه در آن علم مورد بررسى قرار مىگيرند [يعنى اعراض ذاتى موضوع] و مبادى مسلّمهاى هم هستند كه براهين علم از آنها تشكيل مىشود. و اكنون آنگونه كه بايد بدانى نمىدانى كه موضوع علم الهى چيست و آيا ذات علت نخستين موضوع است تا اينكه شناخت صفات و افعال او مقصود و مطلوب علم الهى باشد يا اينكه چيز ديگرى موضوع اين علم است.»
ضرورت موضوع براى علم و احكام موضوع علم
شايد كسى اشكال كند كه چه دليلى داريم كه علم الهى موضوع مىخواهد تا بدنبال كشف آن موضوع باشيم؟ شيخ در اينجا بصورت گذرا اشاره مىكند كه در جميع علوم چيزى داريم كه موضوع علم است و در پيرامون اين موضوع مسائلى مطرح مىگردد. كه بايد در آن علمْ حل شود. و اين مسائل محتاج مبادىاى هستند كه براهين اثباتكننده مطالب و دليلهاى حلكننده مسائلْ از آن مبادى مايه مىگيرند.
البته موضوع علم مفروض الوجود است و على القاعده نبايد در خود علمْ اثبات شود بلكه احوال و اعراض اين موضوع هستند كه بايد بوسيله براهين براى موضوعْ اثبات شوند. هر مساله علمى در واقع بيانگر يكى از عوارض موضوع است و اثبات هر مسأله متوقف بر سلسلهاى از مبادى است كه آن مبادى تشكيل دهنده براهين مسأله مىباشند.
پس در همه علوم سه جزء داريم: موضوعات، مسائل و مبادى.[١] در الهيات هم بايد بررسى كرد كه موضوع چيست؟ آيا ذات علت نخستين موضوع علم الهى است يا امر ديگرى موضوع است؟ تا حال اين امر را كما هو حقّه بررسى نكردهايم.
[١] دركتب معتبر منطقى، بحثى تحت عنوان اجزاء العلوم دارند و در آنجا احكام و خصوصيات موضوع، مسايل و مبادى توضيح داده مىشود [براى نمونه بنگريد: ابن سينا، الشفاء، المنطق، (٥) البرهان، ص ١٥٥ به بعد ـ خواجه نصير طوسى، اساس الاقتباس، ص ٣٩٣ به بعد، ـ ابوالبركات بغدادى، الكتاب المعتبر، جزء ١، ص ٢٢١ به بعد.]