شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥١ - آغاز جستجو پيرامون موضوع فلسفه اولى
ظاهر عبارت شيخ اين است كه امور مورد بحث در الهيات، مفارق از مادهاند بالفعل. در صورتى كه بعضى از مباحث الهيات در باب امورى است كه با ماده ارتباط دارند.
براى تصحيح و توجيه سخن شيخ بايد بگوييم مراد ايشان امورى است كه بالامكان مفارق از مادهاند. معلوم است كه بحث از عقول يا واجب الوجود بحث از امورى است كه بالفعل مفارق از مادهاند. در بعضى از مباحث فلسفى مثل بحث عليّت هم ـ گرچه عليت در ماديات نيز تحقق دارد يعنى علت مادى و عنصرى هم داريم ـ حيثيت «بودن در ماده» هيچگاه مورد نظر فيلسوف نيست بلكه حيثيت عليت از ماديت آنها تفكيك شده و مورد مطالعه قرار مىگيرد.
به عبارت ديگر بحثى مثل بحث عليت به اين جهت فلسفى است كه قوام آن به «بودن در ماده» نيست لذا مىتوان گفت در فلسفه از امرى مثل عليت بحث مىشود كه گرچه در مواردى همراه با ماده است ولى ممكن است كه مفارق از ماده لحاظ شود. اگر مفارقت را اينگونه معنا كرديم مىتوانيم از تعبير «انتزاعى» هم بهره بگيريم و بگوييم: در الهيات از امور انتزاعى بحث مىشود يعنى امورى كه قوامشان به ماده نيست بلكه منتزع از ماده هستند.
و قدْ سَمِعْت[١] أَيضاً أنَّ الإلهىَّ هُوالّذى يُبحَثُ فيه عن الأَسبابِ الأُولى للوجودِ الطَّبيعىِّ و التَّعليمىِّ و ما يتعلّقُ بهما[٢] و عن مُسبّبِ الاسبابِ و مبدأالمبادىء و هو الإلهُ تعالى جَدُّه.
فهذا هو قدرُ مايكونُ قد وقفتَ عليه فيما سلفَ لكَ من الكُتبِ. ولم يتبيَّن لكَ من ذلك أَنَّ الموضوعَ للعلمِ الإِلهىِّ ما هو بالحقيقة إِلاّ إِشارةٌ جرتْ فى كتابِ البرهانِ من المنطقِ إنْ تذكَّرتَها.[٣]
[١] بهتر است كه «وقد سمعت...» اول سطر آورده شود چراكه مطلب جديدى با اين كلمات شروع مىشود ولى در نسخه الهيات چاپ قاهره چنين نكردهاند. [م] [٢] در شرح الهيات نراقى، عبارت «من الصفات والعوارض» به عنوان متن افزوده شده است. (ص١١) [٣] قابل ذكر است كه بعضى از محشين و شارحين محل ذكر اين مطلب را فصل ٨ از مقاله ٢ كتاب البرهان ذكر كردهاند [الهيات چاپ تهران، ص ٢٦٧، جاشيه ملا اولياء ـ شرح الهيات نراقى، ص ١١] و بعضى فصل ٧ گفتهاند [تعليقات صدرالمتألهين، ص ٤ ـ الحاشيه خوانسارى، ص ١٧] در نسخه قاهره هم در فصل ٧ آمده است [الشفاء المنطق، (٥) البرهان، ص ١٦٥.]