شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٠ - آغاز جستجو پيرامون موضوع فلسفه اولى
رياضى بايد در مورد كميّت بحث كنند. امّا در هيئت از كميّت بحث نمىشود. بلكه از اجرام علوى و كرات آسمانى، كيفيت و تحولات آنها بحث مىشود. بله اجرام علوى هم قرب و بعدهايى پيدا مىكنند و كميّتهايى درباره آنان صادق است ولى موضوع اصلى هيئت خود كميّت نيست.
شبيه همين اشكال درباره موسيقى مطرح شده است. موضوع علم موسيقى اصوات و كيفيات آنهاست. گرچه اصوات، روابط رياضى با همديگر دارند ولى اين كميتها موضوع اصلى اين علم نيستند. موضوع اصلى علم موسيقى خود اصواتاند كه اصوات يا از قبيل جواهرند اگر خود هوا را صوت در نظر بگيريم و يا اينكه از قبيل كيفاند اگر كيفيت مسموع بودن آنها را لحاظ كنيم ـ كه معمولا صوت را كيفيت مسموع مىدانند ـ حال چگونه موسيقى را جزء علوم رياضى دانستهاند؟
با توجه به اشكالى كه بر دخول علم هيئت و علم موسيقى در جرگه علوم رياضى شده است فرق جوهرى بين علوم طبيعى و رياضى نامشخص گشته است و مجال براى اين ادعا پيدا شده كه بگويند بهتر است علم هيئت را داخل در علوم طبيعى بدانيم.
پاسخ به اشكال فوق
شيخ در تعريف علوم رياضى گفت: موضوع علوم رياضى يا خود كمّ است كه ذاتاً از ماده جدا و مجرّد است و يا امورى است كه كميت دارند و از جهت همين كميّت مورد بحث واقع مىشوند. اين سخن مىتواند پاسخى به دو اشكال اخير باشد. يعنى گر چه در موسيقى اصوات محور مباحث مىباشند ولى اصوات از جهت روابط عددى حاكم بر آنها موضوعاند. در مورد علم هيئت هم همين امر صادق است.
گفتنى است كه عدد، حيثيت تفكيك شده از معدودش در علم حساب مورد نظر است يعنى گر چه عدد هميشه در كنار معدود تحقق دارد و در مواردى معدود امرى جسمانى و مادى است ولى حيثيت همراهى با معدود هيچگاه در علم رياضى مورد نظر نيست.
تعريف علم الهى و موضوع آن
امّا الهيات، از امورى بحث مىكند كه هم در وجود و هم در تعريف، از ماده مفارق مىباشند يعنى نه تصور آنها متوقف بر تصور ماده است و نه در وجود خارجى ملازمتى با ماده دارند.