شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٢ - آغاز جستجو پيرامون موضوع فلسفه اولى
معناى عام «اخلاق»
بايد توجه داشت كه اخلاق كه در تعريف علوم عملى آورده شده، معناى عامى از آن اراده مىشود كه هم شامل اخلاق شخصى مىشود و هم در برگيرنده تدبير منزل و سياست مدن است. يعنى بايد گفت كه منظور از واژه اخلاق در اين تعريف همان عادات و مبادى نفسانى است كه منشأ اعمال اختيارى انسان مىگردند. حال اين اعمال اختيارى گاه جنبه فردى دارد كه اصطلاحاً به آن «اخلاق فردى» اطلاق مىشود و گاه مربوط به خانواده و اداره آن است كه اصطلاحاً به آن «تدبير منزل» گفته مىشود. و بالاخره گاهى اعمال اختيارى مربوط به اداره اجتماع است كه به آن «سياست مدن» گويند.
توجيه تمايز علوم به غايات
نكتهاى كه براى شارحين و محشين كلام شيخ بسيار جلب نظر كرده است، اين است كه چرا شيخ در مقام بيان تفاوت علوم نظرى با علوم عملى به غايت تكيه كرده است. در اينجا بحثهاى مفصلى ارائه كردهاند[١] كه ما بطور اختصار به آنها مىپردازيم:
بعضى ادعا كردهاند: همانگونه كه از عبارات شيخ در اينجا روشن مىشود مىتوان علوم را از راه تفاوت در غايات از يكديگر متمايز بدانيم.[٢] ضرورتى نيست كه در همه جا تمايز علوم را به موضوعات بدانيم. اگر به تعريف شيخ از علوم نظرى و علوم عملى نظرى بيافكنيم براحتى مىيابيم كه ايشان تفكيك علوم از يكديگر را مرهون تفاوت غايات آنها دانسته است يعنى غايت در علوم نظرى را استكمال قوه نظرى نفس
[١] براى نمونه بنگريد حواشى الهيات چاپ تهران، ص ٢٦٦ كه در آنجا يكى از محشين ادعا كرده كه همين امر، يعنى تمايز علوم نظرى از علوم عملى به دليل تفاوت در غايات، مورد سؤال بهمنيار هم بوده و ايشان در نامهاى از استاد خويش پاسخ را طلب نموده است. [٢] اشكالى كه پيش مىآيد اين است كه در اين صورت، طبّ و همه علوم فنّى از قبيل كتابت و خياطى و حتى بسيارى از علوم طبيعى و رياضى جزء علوم عملى قرار مىگيرد زيرا هدف نهايى از همه اينها عمل است. ... حال آنكه حكماء و از جمله خود بوعلى اين علوم را جزء علوم نظرى محسوب مىدارند. ... ملاصدرا تلويحاً اين اشكال را در تعليقات بر الهيات شفاء مطرح و آن را پاسخ گفته است كه بازگشت پاسخ ايشان به اين است كه ملاك تقسيم علوم به نظرى و عملى همانا موضوعات آنهاست. ... طالبان تفصيل به تعليقات ملاصدرا [صص ٣ـ٢]مراجعه كنند.
اشكالى كه بر تقسيم علوم بر اساس موضوعات وارد است اين است كه چه خصوصيتى ميان اين موضوعات [= افعال اختيارى انسان] و ساير موضوعات است كه حساب اينها از اوّل با همه آنها جدا شده است؟ [شهيد مطهرى، مجموعه آثار، ج ٧، صص ٣٠ـ ٢٢٩]