شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤١ - آغاز جستجو پيرامون موضوع فلسفه اولى
اعمالنا و احوالنا» يعنى آن امور خود بخود مربوط به عمل ما و حالات نفسانى ما نمىشوند.
اگر شيخ مىخواست اين مطلب را با تعبير رائج و قابل فهمتر بيان كند مىبايست بگويد: امورى كه مباشرتاً و مستقيماً مربوط به اعمال و حالات ما نيست گر چه غير مستقيم به عمل اختيارى مربوط بشود.
لكن شيخ در اينجا از تعبير مباشرتاً و مستقيماً استفاده نكرده بلكه تعبير «هى هى بانّها» را استفاده كرده كه تعبير نا مأنوسى است. به همين جهت بعضى «بأنّها» را اينگونه قرائت كردهاند.[١] امورى كه با «اِنّ» و وجودشان اعمال ما نيستند. اين توجيه بسيار تكليفآميز است.[٢] بنظر مىآيد همان معناى ارائه شده سادهتر و قابل قبولتر است.
تعريف علوم عملى
شيخ علوم عملى را اينگونه تعريف كرده است: علوم عملى علومى هستند كه در آنها اوّلا استكمال قوه نظرى نفس مطلوب است. اين استكمال با حصول تصورات و تصديقات متعلق به آنچه اعمال انسان است ايجاد مىشود. بعد از اينكه اين تصورات و تصديقات حاصل شد، قوه عملى نفس با كسب اخلاق فاضله استكمال مىيابد.
طبق اين تعريف، ابتداء نفس بايد علومىرا تحصيل كند كه متعلق به اعمال اختيارى انسان است ـ تا اينجا مربوط به قوه نظرى نفس است ـ ولى اين دانستن مقدمه عمل است. اگر عمل مطلوب انجام يافت استكمال قوه عملى بدست مىآيد. در علوم عملى غايت نهايى همان استكمال قوه عملى است كه اين غايت متوقف بر استكمال قوه نظرى نفس است. در حالى كه در علوم نظرى غايت همان استكمال قوه نظرى نفس است و بس. به تعبير ديگر: استكمال قوه نظرى نفس در علوم نظرى مطلوب بالذات است حال آنكه اين استكمال در علوم عملى مطلوب للغير است.
[١] اين معنا را ملا اولياء به بعضى از علماء نسبت داده و آن را توجيهى نامناسب مىداند.[الهيات چاپ تهران، ص ٢٦٦] و مرحوم خوانسارى و نراقى هم همين توجيه را ذكر مىكنند. [الحاشيه، ص ١٤ ـ شرح الهيات، ص ٥] [٢] به منابع مذكور در پاورقى قبل مراجعه شود تا بخوبى واضح شود كه اين توجيه تا چه اندازه تكلّفآميز است.