شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٩٨ - وحدت واجب الوجود
در مورد جمله نخست از اين كلام شيخ دو نسخه وجود دارد. «واحدٌ بالكلية» و «واحدٌ بالكلمة» يعنى واجب الوجود مطلقاً واحد است، به هر معنايى كه در نظر بگيريم واحد است و يا به تمام معناى كلمه واحد است.[١] و مثل انواعى كه تحت جنسى داخلند، نيست.[٢]
همچنين شيخ در اينجا تعبير «واحدٌ بالعدد». را به كار برده است در حالى كه وحدت عددى براى امورى به كار مىرود كه ماهيت دارند و يا حداقل فرض «ثانى» براى آنها ممكن است، ولى فلاسفه فرض ثانى براى واجب را هم نفى كردهاند.
در مقام دفاع از شيخ مىتوان چنين گفت كه مراد شيخ آن معناى اصطلاحى و دقيقى كه در لسان فلاسفه براى «واحد بالعدد» وجود دارد نيست و مراد وى از وحدت بالعدد وحدتى كه قابل كثرت باشد نيست بلكه مراد وى از واحد بالعدد همان واحد شخصى[٣] است. و هرچند وحدت شخصى دو گونه است: وحدتى كه امكان فرض «ثانى» دارد، و وحدتى چنين چيزى برايش ممكن نيست (معمولا در صورت نخست به آن، وحدت عددى گفته مىشود و در صورت دوم وحدت حقه) امّا منظور شيخ از وحدت بالعدد همان است وحدت حقّه است كه يكى از دو قسم «واحد بالعدد» به شمار مىرود.
[١] مرحوم صدرالمتالهين «واحد بالكلمة» را چنين معنا مىكند: واحد بالاسم يا واحد بالهوية يعنى براى اسم او مسمايى ديگر نيست يا براى هويت او مماثل در مفهوم اسمش وجود ندارد. (تعليقات، ص ٣٥).
مرحوم خوانسارى «واحد بالكلمة» را چنين تفسير مىكند: واحد بالكلمة در اصطلاح فلاسفه همان واحد به وحدت نوعى است يعنى نوع واحد. و وجه تسميه نوع واحد اين است كه به واحد بالكلمة چنين شرح اسم يك نوع يكى بيشتر نيست زيرا آن شرح اسم براى افراد مختلف در حقيقت نيست بلكه شرح الاسم براى افراد مختلف در وجود و عدد مىباشد بخلاف معناى جنسى. واجب الوجود هم گرچه ماهيت نوعى ندارد ولى از آنجا كه شرح الاسم او براى افراد مختلف الحقيقة نيست، شيخ «واحد بالكلمة» را اطلاق كرده است. (الحاشية، ص٢٩٧). ملا اولياء هم چنين حاشيهاى را بر سخن شيخ دارد. (الهيات چاپ تهران، حاشيه ص ٣٠٥)
[٢] صدرالمتالهين عبارت «ليس كانواع تحت جنس» را عطف بيان و تفسيرى براى «واحد بالكلمة» مىداند چرا كه انواعى كه تحت جنس واحد داخل باشند، واحد بالكلمة بحساب نمىآيند چرا كه مراد از واحد بالكلمة آن چيزى است كه دالّ بر تمام حقيقت و معناى شىء باشد (تعليقات، ص٣٥) [٣] صدرالمتالهين هم واحد بالعدد را «واحد بالشخص» معنا كرده است. (تعليقات، ص ٣٥)