شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٤٦ - بررسى بعضى از خصوصيات واجب
اگر اين كبراى كلى را از شيخ بپذيريم كه «هر جا تلازم و تكافؤ وجودى بين دو شىء محقَّق بود منشأ اين تلازم عليت است يعنى يا آن دو شىء علت و معلول اند و يا دو معلول يك علت.» براحتى مىپذيريم كه بين دو واجب الوجود مفروض تلازم و تكافؤى نيست چون دو واجب الوجود مفروض نه علت و معلول يكديگرند و نه هر دو معلول علت سوّمى مىباشند و در غير اين صورتْ واجب الوجود نخواهند بود.
دليل تفصيلى عدم تكافؤ و تلازم بين دو واجب مفروض
شيخ دليل ادعاى خويش را اينگونه بيان مىكند:
لأَنَّه لا يخلُو إِذا اعتُبر ذاتُ أَحدِهما بِذاته دونَ الآخرَ، إمّا أَنْ يكونَ واجِباً بذاته أو لا يكونَ واجباً بذاته، فإِنْ كانَ واجباً بذاته فلا يَخلو إِمّا أَن يكونَ له وجوبٌ أيضاً بِاعتبارِه مع الثّانى، فيكونَ الشىءُ واجبَ الوجود[١] بذاته و واجبَ الوجودِ لأَجلِ غيرِه، و هَذا محالٌ كما قد مَضى.
«زيرا اگر ذات يكى از اين دو [واجب مفروض] را در نظر بگيريم نه ديگرى را، وضع از دو احتمال خالى نيست: يا اينكه آن [واجب به تنهايى]واجب بالذات است يا واجب بالذات نيست.
اگر آن [واجب به تنهايى] واجب بالذات باشد، پس [دو احتمال وجود دارد] يا اينكه آن واجب، وجوب ديگرى، به اعتبار آنكه در كنار واجب الوجود دوم است، خواهد داشت. يعنى يك شىء هم واجب الوجود بذاته است و هم واجب الوجود به واسطه غير [= واجب الوجود دومى] و اين [اجتماع وجوب وجود بذاته و بغيره]محال است همانگونه كه گذشت.»
وجه بررسى اين فرض كه هريك از واجبهاى مفروض، به تنهايى واجب الوجود نباشد
شيخ مىگويد: اگر يكى از اين دو واجب الوجود را در نظر بگيريم و ديگرى را در نظر نگيريم; به عبارت ديگر، اگر هر يك از اين دو واجب الوجود را به تنهايى در نظر آوريم وضع از دو حال خارج نيست: يا آن واجب الوجود بالذات است يا نيست.
قبل از ادامه بحث، سؤالى به ذهن مىرسد كه بايد پاسخ داده شود و آن اينكه: مگر بحث در مورد دو واجب الوجود مفروض نيست، پس چرا شيخ اين فرض را مطرح مىكند كه هر يك از آن دو واجب به تنهايى كه در نظر گرفته شود واجب نباشد؟ آيا مطرح كردن اين فرض، خروج از محل بحث نيست؟
[١] در الهيات چاپ قاهره، اشتباه چاپى وجود دارد يعنى «واجب الوجوب» ضبط شده است.