شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦١ - منفعت، مرتبه و اسم فلسفه
ممكن است كسى در اينكه رسيدن به مرتبه عقل بالفعل يا عقل مستفاد كمال نهايى براى نفس باشد تشكيك كند ولى نمىتوان شك داشت در اينكه حصول معارف و علوم براى نفس نوعى كمال به شمار مىرود هرچند كمال متوسط باشد.
اين منفعت يعنى تأثير و دخالت در كمال نفس را براى همه علوم، على اختلاف المراتب، مىتوان قائل شد ولى معمولا هنگامى كه در «رؤوس ثمانيه» سخن از منفعت علم بميان مىآيد مراد اين منفعت نيست. پس مراد از منفعت علم، كه در رؤوس ثمانيه مطرح مىشود، چيست؟
بَل إِلى معونة بعضِها فى بعض، حتّى تكونَ منفعةُ علم مّا هى معنىً يتوصَّل منه الى تحقّقِ علم آخرَ غيرِه.
«[مقصود مؤلفين كتب و علماء از منفعت علمْ تأثير علم در كمال نفس نيست] بلكه مقصود آنها از منفعت يك علم، تأثيرى است كه آن علم در تحقيق و اثبات مسائل علم ديگر دارد.»
مراد از منفعت علم
اگر دانستن يك علم موجب آن شود كه بتوان در علم ديگرى بهتر تحقيق كرد يا اينكه اصلا تحقيق در علم دوم متوقف بر علم اول بود، مىگويند: علم اول براى علم دوم نافع است.
اكنون ببينيم فلسفه چه منفعتى دارد يعنى فلسفه چه بهرهاى به علوم ديگر مىرساند.
شيخ قبل از پرداختن به بيان منفعت فلسفه، مقدمتاً دو معناى مطلق و خاص از منفعت را شرح مىدهد.
وَإِذا كانتِ المنفعةُ بهذا المعنى فقد يُقال قولا مطلقاً، وقد يُقال قولا مخصَّصاً. فَأَمّا المطلقُ فهو أن يكونَ النافعُ موصلا الى تحقيقِ علم آخر كيف كان، وأَمّا المخصَّصُ فأن يكونَ النافعُ موصِلا الى ما هو أجلُّ منه، وهو كالغايةِ له اذ هو لأَجله بغيرِ انعكاس.
«و هنگامى كه منفعت به اين معنا در نظر گرفته شود گاهى به طور مطلق بكار مىرود و گاهى به طور خاص. اما منفعت مطلق آن است كه علم نافع ما را به تحقيق و اثبات [مسائل] علم ديگر برساند، حال علم ديگر هرگونه