شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٢ - منفعت، مرتبه و اسم فلسفه
مىخواهد باشد [چه عالىتر از نافع و چه مساوى با آن و چه پائينتر از آن]و أما منفعت خاص اين است كه علم نافع ما را به [تحقيق مسائل]علم اجلّ و اعلى از نافع برساند و علمِ منتفعْ غايت براى آن علمِ نافع باشد چراكه علم نافع براى خاطر آن علم منتفع [تدوين شده] است نه بالعكس»
منفعت عام و منفعت خاص
حاصل آنكه: منفعت به دو معنا بكار مىرود ـ يعنى شبيه مشترك لفظى است ـ يكى منفعت به معناى عام، و ديگرى منفعت به معناى خاص. معناى عام و مطلق منفعت اين است كه علم به گونهاى باشد كه ما را به تحقيق در علم ديگر برساند خواه نافع، اشرف از علم منتفع باشد يا بالعكس و يا اينكه هردو از جهت شرافت و مرتبه مساوى باشند.
معناى خاص منفعت اين است كه علم نافع نسبت به منتفع از نظر رتبه اخسّ و ادون باشد. به عبارت ديگر وقتى كه ارتباط بين دو علم بگونهاى باشد كه علم اخسّ و پائينتر به علم اعلى و اشرف نفعى برساند، منفعت به معناى خاص تحقق دارد.
در چنين حالتى، علم منتفع غايت براى علم نافع خواهد بود يعنى علم نافع را مىآموزيم تا بتوانيم در علم اشرف تحقيق كنيم و اثبات مسائل علم اشرفْ ميسّر شود. در اينجا علم نافع وسيله و مقدمه است و علم منتفع غايت و ذىالمقدمه. و معلوم است كه غايت هميشه نسبت به وسيله اشرف است. پس در منفعت به معناى خاص، شرط است كه نافع اخسّ و منتفع اشرف باشد.
بعد از بيان معانى دوگانه منفعت به سراغ فلسفه مىرويم.
فَإِذا أَخذنَا المنفعةَ بالمعنى المطلقِ كان لهذا العلم منفعةٌ. وإِذا أَخذنا المنفعةَ بالمعنى المخصَّصِ كان هذا العلمُ أجلَّ من أَن ينفعَ فى علم غيرِه، بل سائرُ العلومِ تنفعُ فيه.
«اگر منفعت به معناى مطلق را در نظر بگيريم، فلسفه براى علوم ديگر منفعت دارد لكن اگر منفعت به معناى خاص را در نظر داشته باشيم فلسفه بالاتر از آن است كه در علم ديگرى نافع باشد بلكه ساير علوم به فلسفه نفع مىرسانند [و خدمت مىكنند].»
طبق معناى خاص منفعت، تنها علوم ديگرند كه براى فلسفه نافعاند. ولى به معناى