شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٨ - تعيين موضوع فلسفه
يكونَ إثباتُ مبادىءِ الموجوداتِ فيه لأَنَّ البحثَ فىِ كلِّ علم هوَ عن لواحقِ موضوعِه لاعن مبادئِهِ.
«ممكن است كسى اشكال كند كه اگر موجود را موضوع اين علم [= فلسفه]قرار بدهيد نبايد از مبادى موجودات در فلسفه بحث شود چرا كه هر علمى از لواحق موضوعش بحث مىكند نه از مبادى موضوعش.»
شيخ در اينجا در مورد اينكه «موجود بما هو موجود» موضوع فلسفه باشد اشكالى مطرح مىكند و آن اينكه: چون در هيچ علمى از مبادى موضوع آن بحث نمىشود بلكه در جميع علوم، تنها از عوارض و لواحق موضوعات بحث بميان مىآيد و اگر هم مبادى محتاج بحث و بررسى باشند بايد اين كار در علم بالاترى انجام پذيرد، پس در فلسفه هم نبايد از مبادى موجودات بحثى بميان آيد چرا كه اين بحثى است از مبادى موضوع. با اين حال مىبينيم كه در فلسفهاز علل اربع و همينطور از واجب الوجود ـ كه مبدء المبادى براى موجودات است ـ بحثهاى زيادى انجام مىشود.[١]
فَالجوابُ عن هذا أَنَّ النَّظرَ فى المبادىءِ أَيضا[٢] هو بحثٌ عن عوارضِ هذَا الموضوعِ، لأَنَّ الموجودَ كونُه مبدأً غيرُ مقوِّم لهُ وَلا ممتنع فيهِ، بل هو بالقياس إِلى طبيعةِ الموجودِ أمرٌ[٣] عارضٌ له، و مِن العوارضِ الخاصّةِ بهِ.
[١] گفتنى است كه در باب تقرير اين اشكال محشين و شارحين سخنان زيادى اظهار كردهاند. [براى نمونه بنگريد: الهيات چاپ تهران، حواشى ص ٢٧٦ تا ص ٢٨١ ـ خوانسارى، الحاشية ص ٧٤ تا ٧٧ـ نراقى، شرح الهيات، صص ٩ ـ ٨٨]
صدرالمتألهين در ذيل اين اشكال مىفرمايد: منشأ اين اشكال يا خلط بين طبيعت من حيث هى هى و فرد است و يا خلط بين طبيعت من حيث هى هى و طبيعت على الاطلاق. در حالى كه لازم نمىآيد كه اگر بعضى از افراد طبيعت داراى مبدء بودند، طبيعت من حيث هى هى نيز داراى مبدء گردد و همينطور اگر طبيعت على الاطلاق علت و معلول باشد لازم نمىآيد كه موجود واحد معينى بر خودش تقدّم پيدا كند چرا كه در شروط تناقض وحدت عددى لحاظ شده نه وحدت عمومى.[تعليقات، ص ١١]به پاورقى شماره ٣ همين صفحه مراجعه كنيد تا توضيح خود صدر المتألهين را ملاخظه نماييد.
مرحوم خوانسارى تعليقهاى بر كلام اخير ملاصدرا دارد. [الحاشيه، ص ٧٧]
[٢] «ايضاً» يعنى همانطور كه بحث از انواع وجود و امور عامه، بحث از عوارض ذاتيه وجود بود، بحث از مبادى موجود هم چنين است. [نراقى، شرح الهيات، ص ٨٩] [٣] در بعضى نسخهها «امر ممكن» ضبط شده است. [شرح الهيات، ص ٩٠]