شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٧ - تعيين موضوع فلسفه
داشتهاند، كاربرد فراوان داشته است. بعضى روى اين تعبير حساسيتى دارند و مدعى هستند كه اين تعبير، غير شرعى است چرا كه معناى عرفى «فَيضان» اين است كه ظرفى مثل ديگ كه در آن غذا مىپزند، در أثر حرارت و غليان مواد موجود در آن، مقدارى از مواد آن لبريز شود و بيرون بريزد.
وقتى معناى عرفى و لغوى لفظ فَيضان چنين باشد، طبعاً چنين به ذهن متبادر مىشود كه اگر گفته شود وجود معلولات از ذات واجب فَيَضان مىكند معناى اين جمله آن است كه از خداى تبارك و تعالى چيزى سرريز مىشود و آن چيز سرريز شده وجود ممكنات است.
لكن مىدانيم كه قطعاً فلاسفهاى كه اين تعبير را بكار مىگيرند، چنين معنايى مرادشان نيست. هميشه در مقام كاربرد ألفاظى كه قابل إطلاق بر واجب و ممكنات مىباشند، بايد معانى آن الفاظ را از جهات نقص تنزيه نمود تا استعمال آنها در مورد خداى متعال بدون اشكال باشد. در مورد لفظ فَيَضان هم همينگونه است.
مراد از فيضَان وجودِ ممكنات از ذات واجب اين است كه موجودات ممكن از واجب الوجود پديد آمدهاند و او آنها را خلق كرده و از نيستى به جرگه هستى آورده است.
بعد از فراغ از ذكر اين نكته استطرادى به شرح سخن شيخ باز مىگرديم.
وقتى مىگوييم واجبْ علت ممكنات است مرادمان علت وجود آنهاست نه چيز ديگر. چرا كه در طبيعيّات هم سخن از علت بميان مىآيد ولى در آنجا مراد از علت، علت حركت است ولى در فلسفه كه علت گفته مىشود مراد علت در وجود است.