شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٤ - آغاز جستجو پيرامون موضوع فلسفه اولى
ديگر. حتّى در فلسفه نمىبايست به امورى بپردازند كه عارض سبب از اين جهت كه فاعل يا صورت يا غايت يا ماده است، مىشوند. قيد «بما هى اسباب» براى توجه دادن به اين مطلب است.
شيخ مىافزايد: موضوع نبودن اسباب بماهى اسباب از وجوهى[١] آشكار مىشود.
در فلسفه بحث از معانى و مفاهيمى مىشود كه از اعراض خاصّه [= اعراض ذاتيه]اسباب بما هى اسباب[٢] نيستند مثل كلى و جزئى، قوه و فعل، امكان و وجوب، تقدم و تأخر، حدوث و امثال اينها. در حالى كه اگر موضوع فلسفه «اسباب» بود نبايد از اين معانى در فلسفه بحث مىشد.
براى توضيح بيشتر كلام شيخ لازم است به نكتهاى توجه كنيم و آن اينكه:
نكاتى درباره «عوارض ذاتيه» موضوع علم
مشهور است كه مسائل يك علم، قضايايى هستند كه محمولاتشان عوارض ذاتيه موضوع علم باشند. و به تعبير ديگر موضوع علم امرى است كه محمولات مسائل علم، عوارض ذاتيه آن باشند. از اينروست كه مىگويند: در هر علمى از عوارض ذاتيه موضوع، بحث مىشود.
در مورد تعريف عوارض ذاتيه و خصوصيت يا خصوصيات آنها بحثها و اقوال زيادى وجود دارد كه بررسى آنها از حوصله اين نوشتار خارج است.[٣]
[١] شايد چون در كلام شيخ «وجوه» آمده و اين لفظ جمع است و جمع بر سه تا و بيشتر دلالت دارد، همين باعث شده تا كسانى مثل صدرالمتألهين [تعليقات، ص ٦]اصرار داشته باشند كه شيخ با سه دليل موضوع بودن اسباب بما هى اسباب را نفى كند با اينكه ظاهر سياق كلام شيخ اين است كه ايشان دو دليل بر اين مطلب اقامه كرده است. مرحوم نراقى گويد: دراينكه لفظ وجوه را بر دو وجه حمل كنيم يا بر سه وجه، دو قول هست. اظهر اين است كه حمل بر دو وجه كنيم گرچه نظر اكثر اين است كه حمل بر سه وجه كنند. [شرح الهيات، ص ٣١]و ظاهراً مىتوان وجوه را حمل بر دو وجه كرد آنطور كه مقتضاى جمع منطقى هم اين است. [٢] اينكه شيخ مىگويد: اين امور ـ مثل كلى و جزئى، قوه و فعل و امثال اينها ـ از اعراض ذاتيه «اسباب بما هى اسباب» نيستند واصرار دارد كه اسباب را مقيد به «بما هى اسباب» كند بخاطر اين است كه امور ياد شده از اعراض ذاتيه «اسباب بما هى موجودة» هستند ولى اگر اسباب را مقيد به قيد «موجودة» كرديم معلوم مىشود كه اينها از اعراض ذاتيه موجودند پس بايد موضوع فلسفه را موجود بدانيم نه اسباب. [صدرالمتالهين، تعليقات، ص ٦ ـ نراقى، شرح الهيات، ص ٣١] [٣] در كتب منطقى و فلسفى در مورد «اعراض ذاتيه» بسيار بحث شده است. به چند منبع از منابع متعدد در اين مساله اشاره مىكنيم.
ابوعلى سينا، الشفاء، المنطق، البرهان، ص ١٢٥ به بعد; الاشارات و التنبيهات، ج ١، ص ١٦٨ به بعد ـ غزالى، معيار العلم، ص ٧٢ ـ فخر رازى، الانارات، ص ٧٥ به بعد ـ شرح عيون الحكمة، جزء اول، ص ٢١٦ به بعد ـ خواجه طوسى، اساس الاقتباس، ص ٣٨ به بعد; تجريد المنطق، ص ٥٤ ـ علامه حلّى، القواعد الجلية، ص ١٨٨ ـ قطب رازى، شرح المطالع، ص ١٨ ـ شرح الشمسيه، ص ٢٣ ـ جرجانى، تعليقه ميرى، ص ٤٠ ـ ملا صدرا، اسفار، ج ١، ص ٣٠ به بعد ـ حاجى سبزوارى، تعليقات بر اسفار، اسفار ج ١، ص ٣٢ به بعد ـ آقا على مدرس زنوزى، رساله حملية، ص ٢٩ تا ٣٣.