شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧١ - آغاز جستجو پيرامون موضوع فلسفه اولى
و بالاخره در اواخر عبارت شيخ چنين آمده «الذى لم يكن القول به» ولى در نسخههايى از جمله نسخه تهران[١] «لم يمكن القول به» ضبط شده كه بنظر صحيحتر مىرسد يعنى ممكن نيست قائل شويم به اينكه آن علت فاعلى (= فاعل الكل يا واجب الوجود) موضوع فلسفه باشد.
قيد «ايضاً» در عبارت «فان هذا ايضا قد يظنّه قوم» معناى جمله را چنين مىكند كه همانگونه كه گروهى به موضوع بودن «ذات واجب» يا «وجود واجب» قائل شده بودند، گروهى نيز به موضوع بودن «اسباب قصواى موجودات» معتقد شدهاند.
لكنَّ النّظَر فى الأَسباب كلِّها ايضاً لا يخلو إمّا أَن يُنظر فيها بما هى موجوداتٌ او بما هى أَسبابٌ مطلقةٌ، او بما هى كلُّ واحد من الأَربعة على النّحوِ الَّذى يخصُّهُ. أَعنى أَن يكونَ النَّظر فيها من جهة أَنّ هذا فاعلٌ، و ذلك قابلٌ و ذلك شىءٌ آخر; أو من جهة ما هى الجملةُ الَّتى تجتمعُ منها.
«ولى بحث از همه اسباب از چند صورت خالى نيست: يا بحث از اسباب مىشود به اين جهت كه موجود هستند، يا به اين عنوان كه اسباباند مطلقاً، يا به اين عنوان كه هر يك از آنها، علت خاصى است مثلا از اين جهت كه علت فاعلى و يا علت قابلى است مورد بحث قرار گيرد، يا اينكه از اسباب بحث شود به اين عنوان كه بر روى هم مجموعه واحدى را تشكيل مىدهند.»
شيخ بعد از اينكه قول دوم در باب موضوع فلسفه را نقل كرد، مىخواهد وجوهى را ذكر كند كه احتمال دارد مراد قائلين به اين قول، يكى از اين وجوه باشد و بعداً تك تك اين وجوه را مورد نقد و بررسى قرار خواهد داد.
احتمالات مختلف در ديدگاه موضوع بودن «اسباب قصوى» براى فلسفه
١) ممكن است اسباب قصواى موجودات را موضوع فلسفه بدانيم ولى از اين جهت كه اين اسباب موجود هستند. به تعبير ديگر اسباب با اين قيد و حيثيت كه موجودند، مورد نظر قائلين به اين قول باشد.
گفتنى است كه شيخ در مقام بيان احتمالات مختلف، اول اين احتمال را ذكر مىكند ولى در مقام نقد احتمالات مذكور، اين احتمال را در آخر كار مورد بررسى قرار مىدهد.
٢) اسباب را موضوع فلسفه بدانيم از اين جهت كه اسباب هستند مطلقاً يعنى قيد
[١] الهيات چاپ تهران، ص ٢٦٩.