شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٦٧ - وحدت واجب الوجود
يك اصطلاح جا افتاده فلسفى. گويا شيخ مخاطب خود را كسى فرض مىكند كه هنوز آشنايى لازم را با اصطلاحات فلسفى ندارد و بنابراين سعى مى كند از مطالب ساده و همه كس فهم استفاده كند تا با عقل فطرى انسانها قابل ادراك باشد.
در اين فصل هم شيخ چند برهان براى اثبات توحيد واجب اقامه كرده است كه در بعضى از آنها نخست از تعبيرات عرفى استفاده شده و لذا واجد دقت فلسفى لازم نيستند. ولى بعد از اثبات مطلب بر اساس تعابير عرفى، گاهى مطلب را با اصطلاحات دقيق فلسفى و منطقى بازگو مىكند. گاهى هم براى مثلا اثبات فساد تالى، بيانى مىآورد كه خود اين بيان مىتواند به ضميمه مقدمه قبلى خودش، برهان مستقلى براى اثبات توحيد واجب تلقى شود.
چون وضع استدلالات از اين قرار است بعضى از شارحان و محشين كلام شيخ اختلاف نظر پيدا كردهاند كه مثلا آيا اين بيانات را يك برهان تلقى كنند يا دو برهان مستقل. الحق و الانصاف كه گاهى در سخنان شيخ، معيّن كردن صغرا و كبراى يك برهان، كار مشكلى است.
در جاى خودش بايد به تك تك براهين توحيد بپردازيم و حتى الامكان مشخص كنيم كه هر برهانى از كجا شروع و به كجا ختم مىشود و بالاخره معلوم كنيم كه شيخ در اين فصل چند برهان بر توحيد واجب اقامه كرده است.
شرح كلام شيخ
با اينكه شيخ هنوز اثبات وجود واجب نكردهاست على نعت القضية الحقيقيّة مىگويد: واجب الوجود بايد فقط يكى باشد و يا على نعت القضية الشرطية مىگويد:اگر در جهان خارج واجب الوجودى داشته باشيم آنگاه آن واجب چنين حكمى خواهد داشت يعنى يكى بيشتر نيست و ثانى نخواهد داشت. واجب الوجود نظير طبيعت و كلّىاى است كه يك مصداق بيشتر ندارد.
برهان اول بر وحدت واجب
براى اثبات اين ادعا بايد برهان اقامه كرد. شيخ چنين برهان مى آورد كه اگر اين ادعا صادق نباشد نقيض آن صادق است يعنى در عالم هستى واجب الوجودهاى كثير و متعدد وجود دارند. بعداً به شقوق مختلف اين فرض [= فرض تعدد و كثرت واجب