شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٦٥ - وحدت واجب الوجود
[الفصل السابع]
(ز) فصل
فى أَنَّ واجب الوجود واحد
و نقولُ أَيضاً: إِنَّ واجبَ الوجودِ يجبُ أَن يكونَ ذاتاً واحدة
فصل هفتم
در اينكه واجب الوجود يكى است.
همچنين مىگوييم: بايد واجب الوجود ذات واحدى باشد.
قبل از ورود به شرح و تفسير كلام شيخ، مقدّمهاى را عرضه مىكنيم.
شيخ در فصل گذشته فرمود: آنچه در عالم هستى تحقق دارد از دو حال خارج نيست: يا واجب الوجود است و يا ممكن الوجود. بعداً براى هر يك از واجب و ممكن ويژگيهايى ذكر كرد كه بخش عمدهاى از فصل گذشته به اين ويژگى واجب اختصاص يافته بود كه: اگر دو واجب الوجود مفروض داشته باشيم بين آن دو تكافؤ وجودى تحقق نخواهد داشت و آنها تلازم و وجوب بالقياس نخواهند داشت بلكه بين آنها امكان بالقياس برقرار است.
شيخ در اين فصل به ويژگى ديگرى از واجب مىپردازد و آن اينكه بيش از يك واجب نمىتواند موجود باشد و به عبارت ديگر تعدد واجبْ محال است و در آخر فصل هم به اين امر مىپردازد كه حتى در داخل ذات واجبْ كثرتى راه ندارد. حتى كثرت تحليلى ـ كه عقل با ظرافت خاصى هر موجود را به ماهيت و وجود تحليل مىكند ـ در مورد واجب جايى ندارد و تنها ممكنات هستند كه تركب از وجود و ماهيت دارند.
چگونگى بحث از وحدت واجب قبل از اثبات وجود واجب
در اينجا ممكن است اشكال شود كه: اصلا تا به حال شيخ اثبات وجود واجب نكرده ولى به مباحثى از قبيل وحدت واجب و عدم تركب او مىپردازد حال آنكه نظم منطقى مباحث اقتضاء مىكند كه ابتداءً وجود واجب اثبات شود و بعداً به خصوصيات و احكام واجب پرداخته شود.