شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٥٤ - بررسى بعضى از خصوصيات واجب
واجب مفروضْ موجود باشد در حالى كه ديگرى معدوم است و در همان حالِ عدم، علت وجوب وجود اوّلى شده است. در صورتى كه تكافؤ دو واجب به اين معنا است كه هرگاه يكى از آنها موجود است ديگرى هم حتماً موجود باشد. و كلام در تكافؤ واجبين بود.
فَإِذَن ليسَ يُمكُن أَن يُكونا مُتكافِئَى الوجودِ فى حال مّا لا يتَعلّقانِ بعلّة خارجة بَل يجبُ أَنْ يكونَ أَحدُهما هو الإَوّلُ بالذّاتِ أو يكونَ هناكَ سببٌ خارجٌ آخَرُ يُوجبهما بإيجابِ العلاقةِ الَّتى بينَهما أَو يوجب العلاقةَ بإِيجابِهما.
«بنابراين ممكن نيست كه دو واجب مفروضْ تكافؤ وجودى داشته باشند در صورتى كه تعلّق به علت ندارند بلكه [براى تكافؤ آنها] يا بايد يكى از آنها اوّلِ بالذات [= علت] باشد و يااينكه علت خارجى ديگرى [غير از اين دو] باشد تا هر دوى اين واجبهاى مفروض را واجب كند يا به اين صورت كه علاقهاى لزوميه بين آن دو برقرار كند و يا به اين كه هر دو را واجب كند تا علاقهاى لزوميه ميان آنها پيدا شود.»
شيخ در اينجا مىگويد: دو واجب الوجود مفروض را به هيچ صورتى نمىتوان فرض كرد كه تكافؤ وجودى داشته باشند. چرا كه تكافؤ وجودى با تلازم همآغوش است و تلازم طبق نظر شيخ فقط وفقط در جايى است كه رابطه عليت وجود داشته باشد. پس بايد دو شىء يا علت و معلول باشند تا تلازم وجودى داشته باشند و يا هر دو معلول يك علت ثالثه باشند.
بررسى اين فرض كه وجوب هريك از واجبهاى مفروض مستند به علت ثالث باشد
در اينجا مىتوانيم فرض ديگرى را مطرح بكنيم و آن اينكه: علت ثالثهاى موجب وجوب وجود اين دو واجب شده باشد و بدينترتيب تلازم و به تبع آن تكافؤ وجودى دو واجب مفروض تصحيح مىشود.
شيخ مىگويد: اين علت ثالثه كه مىخواهد منشأ وجوب وجود براى اين دو واجب مفروض شود به دو طريق مىتواند اين كار را انجام دهد: يا اينكه بين آن دو، رابطه لزوميه برقرار كند و توسط اين ايجاب علاقه، آن دو را واجب گرداند و يا اينكه به