شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٣٦ - بررسى بعضى از خصوصيات واجب
وَ إِذا تَمادى إِلى غيرِ النِّهايةِ لَم يكنْ معَ ذلكَ، قد تخصّصَ لَه وجودُهفلا يكونُ قَد حَصلَ لَه وجودٌ، و هذا محالٌ لا لاَِنَّه ذاهبٌ إِلى غَيرِ النِّهايةِ فِىالْعللِ فَقَط، فَإِنَّ هذا فِى هَذا الموضعِ بعدُ مشكوكٌ فى إِحالته، بل لأَنَّه لم يوجَد بعدُ[١] ما به يتخصّصُ و قد فُرضَ موجوداً. فقد صَحّ أَنَّ كُلّ ما هو ممكنُ الوجودِ لا يوجَدُ ما لَم يجبْ بِالقياسِ إِلى عِلّتهِ.
«و اگر [سلسله علل شىء ممكن] تا بىنهايت كشيده شود در عين حال [كه تسلسل لازم مىآيد] وجود براى اين ممكن تخصص پيدا نمىكند و وجودى برايش حاصل نمىشود. اين محال است نه بدان جهت كه سلسله علل تا بىنهايت پيش رفته است چرا كه محال بودن تسلسل [در علل] هنوز در اينجا مشكوك است [و اثبات نشده است]بلكه بدان جهت كه [با وجود علل فرضاً نامتناهى] هنوز چيزى كه بوسيله آن تخصّص وجودى پيدا شود نداريم در حالى كه شىء ممكن معلول را موجود فرض كردهايم.
پس اثبات شد كه هر ممكن الوجودى تا وقتى در مقايسه با علتش ضرورت نداشته باشد موجود نمىشود.»
شيخ در اينجا مىفرمايد: چون ما تا به حال در اين كتابْ تسلسل را ابطال نكردهايم، به استحاله تسلسل استناد نمىكنيم و از اين راه وارد نمىشويم بلكه فرض مىكنيم كه تسلسل در علل مُجاز و ممكن هم باشد ولى باز اگر از مجموع اين علل فرضاً بىنهايت وجوبى براى ممكن معلول پيدا نشود، اين شىء موجود نخواهد شد. چرا؟ چون باز اين سؤال به قوّت خود باقى است كه با وجود اينكه وجوبى تحقق نيافته يعنى هم امكان وجود هست و هم امكان عدم، چرا اين شىء تخصص وجود پيدا كرده است؟
بله، اگر بگوييد بواسطه يك علت يا چند علت و يا بواسطه علل فرضاً متسلسل، اين شىء ممكن، ضرورت وجود پيدا كرده است، به سؤال فوق پاسخ داده شده ولى
[١] در نسخه الهيات چاپ قاهره در هر دو مورد، براى «بعد» اعراب گذاشته، آن هم به صورت «بُعْدٌ» در صورتى كه «بَعْدُ» صحيح است. [م]