شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٣٥ - بررسى بعضى از خصوصيات واجب
اين سؤال تا بىنهايت ادامه مىيابد و تسلسل پيش مىآيد.[١]
سخن شيخ كه به اينجا مىرسد، شايد به ذهن بيايد كه مىخواهد از راه استحاله تسلسل استدلالش را تمام كند، ولى ايشان بگونهاى ديگر به استدلالش ادامه مىدهد. مىگويد:
[١] مرحوم صدرالمتألهين در ذيل اين كلام شيخ كه «إِنّه [اى الممكن] يجبُ اَنْ يصيرَ واجباً بالعلّةِ» تعليقهاى دارد كه بخشى ا زآن چنين است: مراد شيخ اين است كه اثبات كند ممكن الوجود مادامى كه به واسطه علتش واجب نگردد موجود نمىشود. چون بعد از تحقق علت، از دو حال خارج نيست: يا اينكه ممكن معلول واجب شده يا اينكه واجب نشده است. اگر واجب شده باشد فهو المطلوب. و اگر واجب نشده پس هنوز ممكن الوجود است و وجودش متميز از عدمش نگشته است. و فرقى بين حالت فعلى [= حالت وجود علت در كنار معلول] با حالت اولش حاصل نشده است. چرا كه هنوز هم وجود و عدم اين ممكن امكان دارد و براى حصول يكى از اين دو [= وجود يا عدم] به امر ديگرى احتياج است. آن امر ديگر هم با اين سؤال مواجه است كه آيا با وجود آن امر جديد [= سوّم] اين ممكن واجب شده يا نه. اگر با وجود امر جديد هنوز هم شىء مورد نظر به حالت امكانى باقى است يعنى همان حالت نخستين را دارد در حالى كه خلاف اين را فرض گرفتهايم [چون حالت نخستين شىء، حالت عدم وجود علت بود و حالت جديدش، حال وجود علت است] پس خلاف فرض مىشود. و اگر شىء مورد نظر واجب شده [و از حالت امكانى اوليه خود متفاوت شده] پس وجوبش از راه ايجاب كنندهاى آمده است كه علت است نه چيز ديگر. [تعليقات، ص ٣١]
مرحوم خوانسارى بر تعليقه صدرالمتألهين اشكال كرده است بدين صورت:
اينكه [ملاصدرا] در برهان شيخ «تغيير حالت» را وارد كرده هيچ فايدهاى ندارد چون اگر مراد [صدرالمتألهين]از اين سخنش كه «اگر واجب نشده پس هنوز ممكن الوجوداست و وجودش متميز از عدمش نگشته است» اين باشد كه وجود ا زعدم متميز نشده يعنى هنوز شىء موجود نشده ولذا فرقى بين دو حالت [حالت تحقق علت و حالت عدم تحقق علت در كنار معلول] وجود ندارد زيرا در هر دو حالت شىء ممكن معدوم است، اين سخن بطلانش ظاهر است چون شايد شىء ممكن در حالت وجود علت موجود شده باشد و وجودش متميز از عدم شده باشد يعنى تفاوت حال پيدا كرده باشد.
اگر مراد از سخن فوق اين باشد كه شىء در هر دو حال تفاوتى نكرده به اين لحاظ كه در هر دو حالت ممكن الوجود است، اين سخن هم مورد اشكال واقع مىشود چون ممكن بودن شىء در هر دو حالت مستلزم عدم تفاوت دو حالت نيست چون ممكن است در حالت اول [= حالت وجود علت]وجودش اَولى از عدم باشد به سبب وجود علت. خلاف فرضى هم لازم نمىآيد [آنگونه كه مرحوم ملاصدرا ادعا كرده بود]
اگر مراد از سخن فوق اين باشد كه هيچ تفاوتى بين دو حالت نيست چون در هر دو حال، شىء محتاج به علت است زيرا بداهت عقلى حكم ميكند كه تا وقتى امكان عدم شىء هست احتياج به علت ايجاد كننده هم هست، اين سخن همان گفته شيخالرئيس است. ديگر لزومى نداشت كه ايشان [= ملاصدرا] در سخن شيخ افزودهاى وارد كند [و سخن از تفاوت در حالت را پيش بكشد. []الحاشية، صص ٤٠ ـ ٢٣٩]