شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٦ - فهرست ابواب و فصول فلسفه
فلاسفه مشّائى نگفته است كه نفوس، خصوصاً نفس انسان، خالق عالَم عناصرند پس چرا بحث از نفوس جزو مسائل علم مابعد الطبيعه شده است؟! چرا رياضيات را در عرْض طبيعيات قرار دادهاند با اينكه رياضيات از كميّت ـ كه قسمى از عرض است ـ بحث مىكند و طبيعيات از جسم ـ كه قسمى از جوهر است ـ گفتگو مىكند؟ چرا براى ساير اعراض و جواهر علم خاصى قرار ندادهاند؟!!
عدم وجود ملاكى برهانى براى تفكيك و تقسيم علوم
بنظر مىرسد كه در تقسيم علوم و تفكيك آنها ملاك برهانى وجود ندارد. ـ چنانكه در گذشته هم اشاراتى داشتيم[١] ـ و شاهد اين ادعا آن است كه فلاسفه در تنظيم مسائل مختلف با هم اتفاق نظر ندارند. مثلا شيخ مباحث نفس و حركت را در طبيعيات مطرح ساخته است[٢] در حالى كه ملاصدرا اين مباحث را در الهيات[٣] جاى داده است. افزون بر اين، شيخ در مباحث مربوط به قوه و فعل، نظم و ترتيب واحدى را در كتابهاى خودش مراعات نكرده است و همينطور ترتيب مطالب در كتاب شفاء با كتاب التحصيل بهمنيار يكسان نيست. اگر ملاك عقلى در اين تقسيمبندىها لحاظ شده بود اين همه اختلاف معنا نداشت.
آنچه قطعاً مورد توجه بوده، وجود تناسب بين مسائل بوده است يعنى انديشمندان گذشته مسائل متناسب با همديگر را تحت عنوان علم واحدى جمع كردهاند و مراد از عوارض ذاتيه موضوع هم همان محمولات متناسب با موضوع است. دليل ضرورت رعايت تناسب بين مسائل هم پرهيز از تكرار مسائل در علوم متعدد بوده است. اتفاقاً بهمنيار به همين نكته اشاره دارد[٤] و مىگويد: اينكه محمولات بايد از عوارض ذاتيه موضوع باشند به اين جهت است كه يك دسته مسائل در دو علم مطرح نشوند بلكه مسائل مربوط به موضوع عام در علم عام و مسائل مربوط به موضوع خاص ـ يعنى
[١] براى نمونه بنگريد ص ٥٦ و ص ٢٠٦ از همين نوشتار را. [٢] شيخ بحث حركت را فن اول طبيعيات، مقاله دوم [طبيعيات شفاء، چاپ تهران، ص ٣٤ تا ٤٩] و فن سوم طبيعيات [الشفاء (چاپ قاهره)، الطبيعيات، (٣) الكون والفساد،] و بحث نفس را فن ششم طبيعيات [الشفاء، الطبيعيات، (٦) النفس] قرار داده است. [٣] ملاصدرا مباحث مربوط به حركت را در اسفار، ج ٣، ص ٢١ تا ١١٤ و مبحث مربوط به نفس را در اسفار، ج ٨، كلّ كتاب و ج ٩ از اول تا ص ١٢٠ و بعضى صفحات ديگر جلد ٩، مطرح كرده است. [٤] التحصيل ص ٢١٥ تا ٢٢٦.