شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٠ - فهرست ابواب و فصول فلسفه
اشاره به بحث از توابع وحدت
شيخ توابع واحد را بر مىشمارد: شبيه، مساوى، موافق و ... زيرا وحدت دو شىء گاهى به لحاظ اشتراك آنها در كيفيت است كه در اين صورت به آنها «شبيه» گفته مىشود، گاهى به لحاظ اشتراك آنها در كميّت است كه به آنها «مساوى» اطلاق مىگردد، گاهى به لحاظ اشتراك آنها در جنس است كه آنها را «مجانس» مىخوانند و همينطور. پس، از هريك از اين اشتراكها عنوانى انتزاع مىشود و هريك از آنها قسمى از وحدت و واحد تلقى مىگردد.
تعبير «موافق»، يك اصطلاح جاافتادهاى در فلسفه نيست. همچنين «مخالف» كه در مقابل «موافق»، قرار دارد يعنى چنين نيست كه در فلسفه بحثى تحت عنوان موافق و مخالف منعقد باشد.
وقتى در باب اقسام وحدت بحث شد، مقابلات آنها هم كه متناسب با كثرتاند بايد مورد بحث قرار گيرند. مثلا مقابل مجانس «غير مجانس» است و مقابل شبيه «غير شبيه» و همينطور.
بطور كلى يكى از مباحث فلسفى، بحث از «غيريت» و «خلاف» و «تقابل» است. فرق بين تقابل و خلاف هم اين است كه دو امر متخالف ـ كه با يكديگر تفاوت و غيريت دارند ـ امكان جمع در شىء واحدى را دارند مثل شيرينى و سفيدى كه با هم متخالفاند ولى در شِكَر جمع شدهاند ولى «تقابل» تخالف دو امرى است كه به هيچ وجه در جايى جمع نمىشوند مثل تقابل وجود و عدم.
اصناف و اقسام تقابل يكى ديگر از مباحث فلسفى است. شيخ در اينجا تضاد را بالخصوص ذكر مىكند شايد جهتش اين باشد كه تقابل تضاد در بين موجودات خارجى مطرح است ولى ساير تقابلها در بين مفاهيم مطرحند. گرچه احتمال اين هم هست كه اتفاقاً تضاد را ذكر كرده باشد. (واللّهُ العالم).
ثُمَّ بعدَ ذلكَ نَنتقلُ إِلى مبادئِ الموجوداتِ فنُثبتُ المبدأَ الأَوَّل وأَنَّه واحدٌ حقٌّ فى غايةِ الجَلالةِ، ونُعرّفُ أَنَّه مِن كم وجه «واحدٌ»، ومِن كمْ وجه «حقٌّ» وأَنَّه كيفَ يعلمُ كلَّ شى، وكيفَ هو قادرٌ على كلِّ شئ، وما معنَى أَنَّه يعلمُ وأَنَّه يقدِر، وأَنَّه جوادٌ، وأَنَّه سلامٌ أى خيرٌ محضٌ، معشوقٌ لذاتهِ، وهُو اللَّذيذ الحقُ، وعندَه الجمالُ الحقُّ ونفسخ ما قيلَ وظُنَّ فيه من الآراءِ المضادّةِ للحقِّ.