شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٤ - فهرست ابواب و فصول فلسفه
«و [شايسته است كه] مراتب همه جواهر را معرفى كنيم، [يعنى] بعضى جواهر را نسبت به بعضى ديگر از لحاظ تقدم و تأخر در وجود بشناسانيم و همچنين حال اعراض را.»
جوهر اقسامى دارد كه از لحاظ مراتب وجودى با هم تفاوت دارند مثلا عقول در مرتبه نخستيناند و بعد نفوس و در مرتبه سوم طبايع جسمانى قرار دارند. اين امور[١]بخشى از مسائل فلسفه را تشكيل مىدهد.
اشاره به بحث از كلى و جزئى و طبايع كلى
ويَليقُ بهذَا الموضعِ أَن نتعرَّفَ حالَ الكلىِّ والجزئىِّ; والكلِّ والجزءِ; وكيفَ وجودُ الطّبائعِ الكلّيّةِ، وهل لها وجودٌ فى الأَعيانِ الجزئيّةِ; وكيفَ وجودُها فى النَّفسِ، وهل لها وجودٌ مفارِق للأَعيانِ والنَّفسِ. وهنا لِكَ نتعرّفُ حالَ الجنسِ والنَّوعِ، وما يجرِى مَجراهما.
«در اينجا شايسته است كه بشناسيم حال كلى و جزئى و كل و جزء و چگونگى وجود طبايع كلى را. و نيز [بشناسيم] كه آيا طبايع كلى در اعيان خارجى وجود دارند و آنها چگونه در نفس موجودند و آيا وجودى مفارق و مستقلّ از اعيان خارجى و نفس دارند. همينجا حال جنس و نوع و آنچه را جارى مجراى اين دو است، خواهيم شناخت.»
يكى از مباحثى كه در فلسفه خواهيم داشت، بحث از كلى و جزئى و فرق اين دو با كلّ و جزء است.
موضوع ديگر فلسفى عبارت است از كلى طبيعى. در مورد اين امر چند مسأله هست: ١ـ طبايع كلى چه هستند و چه وجودى دارند؟ ٢ـ طبايع كلى چه رابطهاى با جزئيات خود دارند؟ ٣ـ آيا طبايع كلى در خارج [= عالم اعيان] وجود دارند يا نه؟ ٤ـ وقتى طبايع كلى در نفس وجود مىيابند به چه نحوى موجود مىشوند؟ آيا در آنجا باز كلىاند يا اينكه جزئىاند؟ ٥ـ آيا طبايع كلى غير از وجود در اعيان جزئى و غير از وجود در نفس، تقرّر ديگرى در عالمى ديگر دارند ـ آنگونه كه افلاطون قائل بود كه مُثُل در عالمى ديگر غير از نفس و غير از عالم ماديات تقرر دارند ـ يا نه؟
[١] در فصول ٣گانه مقاله ٤ اين مطالب به ضميمه «اقسام تقدم و تأخر»، «معناى قوه و فعل و قدرت و عجز» و «تقدم هر بالفعلى بر هر بالقوهاى» و ... مىآيد. [صدرالمتألهين، تعليقات، ص ٢٢]