شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٧ - تعيين موضوع فلسفه
مىشود و دسته سوم آن مسائلىاند كه بحث از موضوعات علوم جزئى مىكنند.[١] پس معلوم مىشود كه همه مسائل فلسفى بحث از عوارض خاصه و ذاتيه موجود بما هو موجود نيست.
٢ـ در اينجا شيخ سه تخصص و تعيّن ذكر كرد كه اگر موجود متخصص به يكى از آنها شود از اطلاق مىافتد و بحث از موجودى كه يكى از آن تخصصها را دارد بحثى غير فلسفى مىگردد. سؤالى كه در اينجا مطرح مىشود اين است كه آيا تخصص و تعيّن، منحصر در همين سه تاست؟ آيا تخصص ديگرى وجود ندارد؟ البته ديگران هم معمولا همين تخصص طبيعى، رياضى و اخلاقى را مطرح مىكنند.
اگر هر تخصّصى مانع اين مىشود كه وجود متخصص به آن، موضوع مسأله فلسفى گردد پس بايد بحث از وجود ممكن و تقسيمات آن مثل تقسيم ممكن به جوهر و عرض هم غير فلسفى باشد. مثلا قيد امكان گر چه خصوصيت طبيعى، رياضى و يا اخلاقى نيست ولى بهر حال مانع اطلاق وجود مىشود، حال آنكه هيچگاه بحث از وجود مقيد به اين قيد را بيرون از مسائل فلسفى نمىدانند.
اگر خصوص همين سه تخصصْ مانع مىگردد از اينكه موجودِ مقيد به آنها موضوع مسألهاى در فلسفه باشد، سؤال مىشود كه اين تخصصها چه تفاوتى با تخصصهاى ديگر دارند؟
اين دو اشكال و اشكالات مشابه اينها[٢] همگى ريشه در اين دارند كه بسيارى از منطقيون و حكماء ملتزم شدهاند به اينكه در هر علمى فقط و فقط بايد از عوارض ذاتيه موضوع بحث شود و بعداً در مقام تعريف عوارض ذاتيه مطالبى ذكر كردهاند كه التزام به آنها در مواردى كار را بر آنان مشكل كرده است حال آنكه آن مطالب ظاهراً متكى بر برهان عقلى نيست تا ضرورتى در التزام به آنها وجود داشته باشد[٣].
اشكال بر موضوع بودن «موجود» براى فلسفه
وَ لِقائل أَن يقولَ، إِنَّهُ إِذا جُعلَ الموجودُ هوالموضوعَ لِهذِا العلمِ لم يجُز أَن
[١] بنگريد : اسفار، ج ١، صص ٥ ـ ٢٤. [٢] ديگران هم بر اين قسمت از كلام شيخ اشكالاتى مطرح كردهاند. براى نمونه بنگريد: الهيات چاپ تهران، حاشيه ص ٢٧٦ به بعد ـ نراقى، شرح الهيات ص ٧٣تا٨٨ . همينطور مىتوانيد به تعليقات استاد مصباح بر نهايةالحكمة علامه طباطبايى رجوع كنيد [تعليقة على نهايةالحكمة ص ٨ تا ١٢] [٣] براى توضيح بيشتر رجوع كنيد به: شرح اسفار از استاد مصباح، ج ١، صص ٩٨ـ١٣١.