شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٤ - تعيين موضوع فلسفه
قبلىاى روى موجود انجام دهيم. فرض كنيد بخواهيم موجود را به جوهر و غير جوهر (= عرض) تقسيم كنيم. چون اين تقسيم اولى است محتاج تقسيم سابق نيست بر خلاف اينكه بخواهيم جوهر را به انسان و غير انسان تقسيم نماييم كه در اين صورت بايد تقسيمات متعددى قبلا انجام داده باشيم تا نوبت به اين تقسيم برسد يعنى مثلا جوهر را اول به جسم و غير جسم و سپس جوهر جسمانى را به نامى و غير نامىو آنگاه جسم نامى را به حيوان و غير حيوان و در آخر حيوان را به انسان و غير انسان تقسيم كنيم. پس تقسيم جوهر به انسان و غير انسان، چون محتاج چند تقسيم قبلى است اوّلى نيست لذا نمىتوان اين تقسيم را از مسائل فلسفى دانست.
از تعليل شيخ روشن مىشود كه هر گاه تقسيمات اوليه موضوع از مسائل علم به شمار مىرود و در واقع، بحث درباره آنها بحث از عوارض ذاتيه موضوع مىباشد، ولى تقسيمات ثانويه موضوع از عوارض ذاتيه موضوع نيستند بنابراين نمىتوان تقسيمات ثانوى را از مسائل علم بحساب آورد.
اشكال بر اينكه تنها تقسيمات اوليه وجود، مسائل فلسفى باشند
طبق ظاهر كلام شيخ، تقسيم موجود به جوهر و عرض تقسيمى اولى است و بنابراين جا دارد كه در فلسفه مطرح گردد حال آنكه اين تقسيم مسبوق به تقسيم ديگرى است و آن تقسيم موجود است به واجب و ممكن، كه پس از آن، موجود ممكن به جوهر و عرض منقسم مىگردد و اگر عوارض ذاتيه فقط شامل تقسيمات اوليه مىشود پس تقسيم موجود به جوهر و عرض كه تقسيمى اولى نيست از عوارض ذاتيه موجود نخواهد بود و نبايد در فلسفه مطرح گردد.
البته اين اشكال فقط در مورد تقسيم موجود به جوهر و عرض وارد نيست بلكه موارد ديگرى را هم شامل است. فرض كنيد تقسيم موجود به علت و معلول تقسيم اولى باشد ولى تقسيم علت به علل اربعه و تقسيم هريك از آنها به اقسام خاص خود ديگر از تقسيمات ثانويهاند پس نبايد در فلسفه مطرح شوند حال آنكه اين تقسيمات هم جزو مسائل فلسفى محسوب مىشوند.
در واقع اين اشكال ريشه در جاى ديگر دارد و آن اينكه آيا عوارض ذاتيه چه امورى هستند و آيا عوارض ذاتيه بايد مساوى با موضوع علم باشند و مطالبى از اين قبيل. البته خود شيخ تصريح دارد كه عوارض خاصهاى كه اخصّ از موضوع علم هم