شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٠ - تعيين موضوع فلسفه
و لاَِنَّه غنىٌّ عن[١] تعلُّم ماهيّتِه وعن إثباتِه، حتّى يحتاجَ إِلى أَن يتكفّلَ علمٌ غيرُ هذا العلمِ بإيضاحِ الحال فيهِ لاستحالةِ أَن يكونَ إثباتُ الموضوعِ وتحقيقُ ماهيّته فِى العلمِ الَّذى هوَ موضوعُه بل تسليمُ إنيّتِه وماهيّتِه فقط. فَالموضوعُ الأَوّلُ لهذَا العلمِ هو الموجودُ بما هو موجودٌ;
«و چونكه، موجود بما هو موجود نيازى به تعريف مفهومش و اثبات وجودش ندارد تا اينكه علمى غير از اين علم [= فلسفه] متكفل بيان آنها شود زيرا محال است كه اثبات موضوع و بررسى ماهيت (و مفهوم) موضوع در خود علم باشد بلكه هر علمى وجود و مفهوم موضوع خودش را فقط مسلّم مىگيرد. پس موضوع نخست اين علم [= فلسفه]موجود بما هو موجود است.»
وجه موضوع بودن «موجود بما هو موجود» براى فلسفه
در واقع شيخ مىخواهد وجه ديگرى براى اين امر بيان كند كه چرا بايد موضوع فلسفه اولى «موجود بما هو موجود» باشد. ايشان بر اين مطلبْ تأكيد مىكند كه هر علمى نسبت به موضوع خودش، چه از نظر مفهوم و ماهيت و چه از نظر وجود، ساكت است. به عبارت ديگر: هيچ علمى نيست كه ماهيت موضوع خويش را تبيين كند و يا وجود آن را اثبات نمايد. اين دو امر يعنى تعريف موضوع و اثبات وجود آن، خارج از مسائل علم است و پرداختن به اين دو امر بر عهده خود علم نيست. اگر هم در علمى از اين دو امر سخنى بميان آمد در واقع به مبادى علم اشاره كردهاند.
پس تعريف موضوع هر علم و اثبات وجود آن در هر علم جزء امور مسلّم و پذيرفته شده است. مراد از «مسلّم» همان معناى اصطلاحى لفظ است كه از آن به «اصول موضوعه» هم تعبير مىكنند نه اينكه معناى عرفى و لغوى لفظ مراد باشد.
[١] بعضى از شارحين و محشين كلام شيخ را عقيده بر اين است كه عبارت «ولانّه غنى....» بيان مستقلى است براى اثبات اينكه بايد موضوع فلسفه موجود بما هو موجود باشد [بنگريد: صدرالمتألهين، تعليقات، ص ١١]ولى بعضى ديگر اين امر را منكرند و معتقدند كه اين عبارت تتمه و تكميل مطالب قبل است. [براى نمونه بنگريد: ملا اولياء، الهيات چاپ تهران، حاشيه ص ٢٨١ ـ سليمان، الهيات چاپ تهران، حاشيه ص ٢٧٦ ـ نراقى، شرح الهيات، ص ٦٩; شهيد مطهرى، مجموعه آثار، ج ٧، پاورقى ص٢٥٤]
شايان توجّه اينكه: اگر عبارت «لانه غنى...» تتمه مطالب قبل باشد عبارت «فالموضوع الاول...» مستأنفه مىباشد ولى اگر عبارت «لانه غنى...» وجه مستقلى باشد عبارت «فالموضوع الاول...» متمم آن مىگردد. [ر. ك به شهيد مطهرى، منبع اخير الذكر]