شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٨ - تعيين موضوع فلسفه
اين است كه وجودى غير از وجود صفت براى موصوف ندارند.[١] يعنى نه تنها ذاتى ندارند كه حتّى مانند اعراض خارجى هم نيستند بلكه صفاتى از قبيل اعراض تحليلى هستند.
و لا أَيضاً هى من الصِّفاتِ الَّتى تكونُ لكلِّ شىء فيكونُ كلُّ واحد منها مشتركاً لكلِّ شىء و لا يجوز أن يختصَّ أيضاً بمقولة.
«و [مفاهيم فلسفى] نيز از صفاتى نيستند كه نه بر همه چيز صادقاند تا اينكه هر يك از اين امور، مشترك بين همه چيز باشد و نه هر يك از آنها اختصاص به مقولهاى خاص دارد.»
وجه عام بودن امور فلسفى
خصوصيت ديگر مفاهيم فلسفى اين است كه از طرفى همانند مفاهيم عامّى نيستند كه بر هر چيز اطلاق مىشوند و از طرف ديگر هم اختصاص به مقوله معيّنى ندارند.
چرا مفاهيم فلسفى از صفاتى نيستند كه شامل همه موجودات مىشوند؟
صدرالمتألهين در پاسخ فرموده است:[٢] اگر مفاهيم فلسفى از قبيل مفاهيم عامى همچون «شىء» بودند بديهى مىشدند و ديگر محتاج به بحث از آنها نبوديم يعنى در هيچ علمى مطرح نمىشدند همانگونه كه در هيچ علمى بحث نمىكنند كه «شيئيت» چيست ولى در مورد مفاهيم فلسفى بحث و تحقيق مىشود.[٣]
از طرف ديگر مفاهيم فلسفى اختصاصى هم به مقوله خاصى ندارند. توضيح آنكه
[١] بعضى از محشين و شارحين كلام شيخ احتمال دادهاند كه مراد شيخ از بيان اين خصوصيت آن باشد كه مفاهيم فلسفه را از اعتبارى بودن محض خارج كند. اعتباريات محض هم در خارج و هم در ذهن وجودشان با وجود موضوعاتشان يكى است برعكس اعراض خارجى كه هم در وجود ذهنى و هم در وجود خارجى غير از موضوعاتشان هستند. امّا مفاهيم فلسفى اعراضى هستند كه گر چه خارجاً وجودشان با وجود موضوعاتشان يكى است ولى ذهناً وجودشان غير از وجود آنها است. [صدرالمتالهين، تعليقات، ص ١٠ـ نراقى، شرح الهيات، ص ٦٧] [٢] تعليقات، ص ١٠. [٣] مىدانيم كه معمولا از مفاهيم فلسفى با عنوان «امور عامه» ياد مىشود. در تعريف امور عامه و اينكه چرا مفاهيم فلسفى «عامه» ناميده مىشوند با آنكه معمولا به تنهايى شامل همه موجودات نيستند بحثهاى زيادى انجام گرفته است كه براى پرهيز از تطويل از پرداختن به آنها خوددارى كرديم. براى نمونه بنگريد: صدرالمتالهين، اسفار ج ١، ص ٢٨ به بعد ـ الهيات چاپ تهران، حواشى ص ٢٨١ ـ نراقى، شرح الهيات، صص ٨ ـ ٦٧ ـ مجموعه آثار شهيد مطهرى، ج ٧، پاورقى صص ٥ ـ ٢٥٤.