شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٦ - تعيين موضوع فلسفه
آنها بميان آورد پس بحث از آن بحثى است از محسوسات و بايد در علوم طبيعى يا رياضى مطرح گردد نه در فلسفه كه علم به مفارقات است. براى رفع اين توهم شيخ توضيحات بيشترى در باب مقدار ارائه مىكند.
شيخ در ابتدا اشاره مىكند به اينكه «مقدار» مشترك لفظى است كه دو معنا براى آن وجود دارد:
دو معناى «مقدار» در نظر مشّائين
١) بُعد جوهرى كه همان صورت جسميه است و از آن به «اتصال جوهرى» هم تعبير مىكنند. مقدار به اين معنا همان «ثِخَن جوهرى» و به تعبير عرفى همان جهت «مشت پُركنى» جسم است. يعنى جسم در نظر مشأئين دو حيثيت دارد يكى حيثيت هيولانى يعنى حيثيت قابليت تبديل شدن به اجسام ديگر. اين حيثيت حيثيت بالقوه بودن جسم است. حيثيت دوم در جسم، حيثيت بالفعل بودن و فعليت داشتن آن است كه همان صورت جسمانى است. از اين حيثيت گاهى به «مقدار» تعبير مىشود. «مقدار» به اين معنا قسمى از جواهر است چون جواهر را پنج تا مىدانند كه يكى از آنها صورت جسميه است.[١]
٢) كمّ متصل كه يكى از اعراض است و بر خط، سطح و جسم تعليمى (يا حجم) اطلاق مىگردد. گفتنى است كه تعابير مختلفى در مورد حجم بكار مىبردهاند. مثل جسم تعليمى و جسم محدود بما انه محدود.[٢]
تفاوت ميان اين دو معنا هم معلوم است.[٣] تفاوت اصلى آنها در اين است كه مقدار
[١] گفتنى است كه اشراقيون مقدار بمعناى صورت جسميه را انكار مىكنند. آنان مقدار بمعناى كم متصل را ـ كه همان معناى دومى است كه شيخ بدان اشاره مىكند ـ قبول دارند و معتقدند كه بعضى از افراد كمّ، جوهر است و آن همان جسم طبيعى است و بعضى ديگر از افراد كمّ عرض است و آن خط و سطح است. [صدرالمتالهين، تعليقات، ص ٩ ـ نراقى، شرح الهيات ص٥٥] [٢] به پاورقى شماره ٣ صفحه ٩٩ مراجعه كنيد. [٣] شيخ در منطق و طبيعيات فرق ميان دو معناى مقدار را توضيح داده ـ كه جاى آن را در منطق شفاء ارائه كرديم ـ در پاورقى شماره ٤ ص ٩٩ ـ و خلاصهاش اين است كه دو جسم كه در صغر و كبر باهم متفاوت هستند در قبول ابعاد سهگانه تفاوت ندارند بلكه در كوچك بودن يا بزرگ بودن مختلف هستند. آنچه مورد اتفاق دو جسم است كه قابل تبديل نيست همان صورت جسميه است و آنچه مورد اختلاف است و قابل تبدل و تغيير است همان كمّ متصل منقسم در سه جهت طول، عرض و ضخامت است. [صدرالمتالهين، تعليقات، ص ٩ ـ نراقى، شرح الهيات ص ٥٥]