قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ١٤٢ - التسلسل محال
آن دليل حكما را در «اثبات واجب الوجود» و «ابطال دور و تسلسل» رد كرد و چون اين رساله به دست خواجۀ طوسى، استاد و معاصر دبيران رسيد، ايرادهاى دبيران را جواب داد. چون رسالۀ پاسخ خواجه به دست دبيران رسيد، پاسخهاى خواجه را به مانند آن رد كرد و نسخه را نزد خواجه فرستاد و درخواست توضيح نمود. سپس خواجه به هريك از اعتراضهاى دبيران پاسخ نوشت و دبيران كاتبى پس از ديدن اين پاسخنامۀ خواجۀ طوسى تحت تأثير مقام وى قرار گرفت و يك اعترافنامه نگاشت. وى در اين نامه آشكارا به غفلت و اشتباه خويش اشارت كرد و از خواجۀ طوسى كه او را رهبرى كرده است، سپاسگزارى نمود. سپس خواجۀ طوسى پاسخى به اين اعترافنامۀ دبيران نگاشت ١.
اين تحقيقات تا سدههاى پسين مورد بحث بوده است. چنانكه حزين (م ١١٨١ ه ق.) در تذكرۀ خويش (ص ٣٠ در احوال استادش كمالاى فسايى (م ١١٣٤ ه ق.) گويد وى رسالهاى در حلّ شبهات كاتبى نوشته است ٢.
قاضى عضد الدّين ايجى مطابق شيوۀ مخصوص خود در طرح مسائل فلسفى قاعدۀ «استحالۀ تسلسل در علل» را به تفصيل مورد بحث و گفتوگو قرار داده است و فصل هشتم از كتاب خويش را به بحث از اين قاعده اختصاص داده و در آنجا پنج برهان براى اثبات «ابطال تسلسل در علل» اقامه نموده و در خلال اين مبحث كليۀ اشكالات و نقض و ابرامهايى كه بر براهين ابطال تسلسل وارد شده، مطرح كرده است. بهطورى كه در هيچ يك از كتب كلامى و فلسفى قاعدۀ «استحالۀ تسلسل در علل» به اين درجه از گستردگى و با اين تفصيل مورد بحث قرار نگرفته است.
كليۀ كسانى كه در مقام ابطال تسلسل در علل برآمدهاند و بر اين مطلب اقامۀ برهان نمودهاند، به اين مطلب توجه داشتهاند كه ابطال تسلسل بهطور قطع بر يك مقدمه مبتنى است و آن مقدمه عبارت است از اينكه، علت همواره بايد در زمان وجود معلول، وجود داشته باشد. زيرا در غير اينصورت انفكاك معلول از علت لازم مىآيد و با انفكاك معلول از علت، براهين ابطال تسلسل در علل ناقص و بىاساس خواهد بود.
[١] نسخهاى از اين رساله به شمارۀ(٨٦٣ در كتابخانۀ مركزى دانشگاه تهران موجود است و نسخهاى از همين رساله با پرسش و پاسخهاى خواجه و دبيران كاتبى به شماره (٢٩٨ در كتابخانۀ رضوى موجود است. . . .
[٢] ايضاح المقاصد فى حكمة عين القواعد. ص ٩٩، پاورقى.