قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٣١ - كل ماهية مقولة على كثيرين فليس قولها على كثيرين لماهيّتها
كلّ ماهيّة مقولة على كثيرين فليس قولها على كثيرين لماهيّتها
هرماهيت كه بر بيش از يك فرد حمل گردد، هرگز نمىتوان حمل آن را بر افراد، از سوى خود ماهيت دانست، بلكه حمل ماهيت بر بيش از يك فرد پيوسته از سوى شىء ديگر كه جز خود ماهيت است، تحقق مىپذيرد؛ زيرا اگر حمل ماهيت بر افراد از سوى خود ماهيت باشد، به اين معنى كه ماهيت در حدّ ذات خود اقتضاى كثرت نمايد، لازم مىآيد حمل آن بر واحد هرگز تحقق نپذيرد. در حالى كه حمل ماهيت بر واحد امرى غير قابل انكار است. بنابراين حمل ماهيت بر بيش از يك فرد همواره از سوى شىء ديگر جز خود ماهيت تحقق مىپذيرد و هرچيزى كه از سوى غير متحقق گردد، پيوسته معلول است. پس حمل ماهيت بر افراد كثير هميشه معلول خواهد بود.
اين قاعده را به اين صورت فارابى در فصل چهارم از كتاب فصوص الحكم مطرح كرده است:
كلّ ماهيّة مقولة على كثيرين فليس قولها على كثيرين لماهيتها و الاّ لما كانت ماهيّتها بمفرد فذلك عن غيرها فوجودها معلول ١.
با توجه به آنچه ذكر شد، بهروشنى معلوم مىشود كثرت بههيچوجه مقتضاى ذات شىء نيست؛ بلكه پيوسته از سوى غير عارض بر ذات شىء مىگردد. به اين جهت كثرت را بايد هميشه به عنوان يك پديدۀ معلولى مورد توجه قرار داد.
در اينجا توجه به يك نكته ضرورى به نظر مىرسد و آن عبارت از اين است كه به مقتضاى قاعدۀ «الماهية من حيث هى ليست إلاّ هى» ، ماهيت در حدّ ذات خود نه واحد است و نه كثير؛ چنانكه نه كلى است و نه جزئى؛ نه بالفعل است و نه بالقوّه؛ بنابراين،
[١] برخى از محققين در مورد انتساب كتاب فصوص الحكم به فارابى، اظهار ترديد كردهاند، زيرا سبك نگارش اين كتاب با ساير آثار فارابى متفاوت است.