قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٤٣ - صدر المتألهين و برهان جديد
من الصفات التى تكون لذاته منتظرة ١.
اثير الدين ابهرى اين قاعده را توأم با برهان خلف در نهايت اختصار بيان كرده و چنين مىگويد:
الواجب لذاته واجب من جميع جهاته لأنّ ذاته كافية فيما له من الصّفات، فيكون واجبا من جميع جهاته. و إنّما قلنا إنّ ذاته كافية فيما له من الصفات لأنّها لو لم تكن كافية لكان شىء من صفاته من غير، فيكون حضور ذلك الغير علّة لوجود تلك الصّفة و غيبته لعدمها؛ و لو كان كذلك لم يكن ذاته إذا اعتبرت من حيث هى بلا شرط يجب لها الوجود، و إذا لم يجب وجودها بلا شرط، لم يكن الواجب واجبا لذاته. هذا خلف ٢.
همانطوركه ذكر شد، در كيفيت تقرير اين برهان اندكى اختلاف به چشم مىخورد؛ ولى همۀ حكما در مفاد اين قاعده با يكديگر متفق مىباشند. در آثار حكما و متكلمين اسلامى براى اثبات اين قاعده جز اين برهان، برهان ديگرى ديده نمىشود.
صدر المتألّهين و برهان جديد
صدر المتألّهين فصلى از كتاب اسفار اربعه را به بحث از اين قاعده اختصاص داده و براى اثبات آن دو برهان اقامه كرده است كه يكى از آن دو همان برهان معروف خلف است كه به تفصيل مورد بررسى قرار گرفت.
برهان ديگرى كه صدر المتألّهين در اين باب اقامه كرده و پيش از وى در آثار حكما و متكلمين ديده نمىشود، اين است: هرگاه ذات واجب در اتصاف به برخى از صفات خويش كافى نباشد، لازم مىآيد كه ذات واجب مركب باشد از دو حيثيت وجدان و فقدان؛ و هرچيزى كه مركب باشد، پيوسته به اجزاء خويش نيازمند است و هرچيزى كه نيازمند باشد، ممكن الوجود است نه واجب الوجود.
بنابراين، هرگاه ذات واجب در اتصاف به برخى از صفات خويش كافى نباشد، اشكال تركيب و امكان پيش مىآيد و اين امر با وجوب وجود منافات شديد دارد. عبارت وى در اين باب چنين است:
إحديهما ما تجشّمنا باقامتها و هو أنّ الواجب تعالى لو كان له بالقياس إلى صفة كماليّة جهة إمكانيّة بحسب ذاته بذاته للزم التّركيب فى ذاته، و هو ممّا ستطلع
[١] النجاة، ص ٣٧٢.
[٢] شرح هداية، (همراه متن هدايه) ص ١٥٩.