قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤١٤ - كل معنيين احدهما اعم من الآخر يحمل عليهما معنى ثالث
كلّ معنيين أحدهما أعمّ من الآخر يحمل عليهما معنى ثالث فإنّ
ذلك المعنى يكون للأعمّ أولا و بالذّات و للأخص بعده و بسببه
هنگامى كه دو مفهوم داراى نسبت اعم و اخص مطلق باشند، اگر معناى سومى بر آنها حمل گردد، بدون ترديد آن معنى در آغاز حمل بر مفهوم اعم مىشود و سپس به مفهوم اخص سرايت مىنمايد. مانند دو مفهوم حيوان و انسان كه داراى نسبت عموم و خصوص مطلق مىباشند. در اين هنگام اگر معناى سومى را مانند ما شى بر آنها حمل نماييم، بدون هيچگونه ترديد اين محمول در ابتدا حمل بر حيوان مىگردد و از اين طريق به مفهوم انسان سرايت مىنمايد و بر آن حمل خواهد شد. بهاينترتيب معناى سوم، نسبت به دو مفهوم اعم و اخص هرگز عارض بر مفهوم اخص نمىشود، مگر اينكه پيش از آن بر مفهوم اعم عارض شده باشد؛ در حالى كه ممكن است معناى سوم، عارض بر مفهوم اعم گردد بدون اينكه هيچگاه بر مفهوم اخص عارض شده باشد. بنابراين، هرگاه معنايى بر دو كلى جنس و نوع حمل شود، پيش از اينكه بر نوع حمل گردد، بايد بر جنس حمل شده باشد.
شيخ الرئيس ابو على سينا، اين قاعده را مورد بحث و گفتوگو قرار داده و برخى از مسائل مهم فلسفى را بر آن مبتنى دانسته است.
صاحب محاكمات مفهوم اين قاعده را بهطور مطلق نپذيرفته و يك قيد بر آن افزوده است. وى معتقد است مفاد اين قاعده هنگامى مىتواند صحيح باشد كه مفهوم اعم نسبت به مفهوم اخص ذاتى بوده باشد، بهطورى كه اگر مفهوم اعم نسبت به مفهوم اخص ذاتى نباشد، صدق معناى سوم بر مفهوم اعم لازم نيست پيش از صدق آن بر مفهوم اخص تحقق پذيرد. سپس براى توضيح اين سخن، دو مفهوم «كاتب» و «انسان» را ذكر كرده و مىافزايد كه مفهوم كاتب اعم از مفهوم انسان است، در حالى كه اگر معناى ناطق