قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٣٦٠ - كل مجرد عن الماده نوعه منحصر فى فرده
كلّ مجرّد عن المادّة نوعه منحصر فى فرده
هرموجودى كه از ماده و لوازم آن مجرد است، پيوسته نوع منحصر به فرد است و به هيچوجه قابل تكثر نيست. زيرا تكثر افراد در هرنوعى از انواع هميشه از طريق عوارض غريبه حاصل مىشود؛ بهطورى كه اگر عوارض مانند و كم و كيف و اضافه و ساير نسبتها را از افراد يك نوع جدا سازيم، جز يك حقيقت، كه عبارت است از ماهيت موجود، باقى نخواهد ماند. بنابراين مقولات عرضى موجب پيدايش تكثر افراد در هر نوعى از انواع مىباشند.
اساسا تكثر افراد در هرنوع از انواع عبارت است از اينكه هرفردى از افراد داراى يك سلسله مشخّصاتى است كه اين مشخّصات در ساير افراد يافت نمىشود. اكنون اگر مشخّصات هرفردى از افراد را به ماهيت يا لازم ماهيت آن افراد منسوب نماييم، لازم مىآيد همۀ افراد در داشتن مشخّصات هرفرد از افراد، مساوى و برابر باشند و اختصاص آن مشخّصات به هرفردى از افراد مستلزم ترجيح بدون مرجّح خواهد بود؛ ولى اگر مشخّصات هرفردى از افراد را به ماهيت يا لازم ماهيت منسوب ندانيم، بلكه منشأ پيدايش مشخّصات در هرفردى از افراد را همانا امورى خارج از ماهيت بدانيم كه عبارتند از تعدادى عوارض غريبه، در اين صورت وجود مادهاى كه آثار امور خارج از ماهيت را برحسب استعدادهاى مختلف بپذيرد، ضرورى است؛ و چون وجود ماده در عالم ابداع و جهان مجردات قابل تصور نيست، اين نتيجه بهدست مىآيد كه هرنوعى كه مجرد باشد، منحصر در يك فرد خواهد بود. به عبارت ديگر، گفته مىشود تكثر در افراد نه مقتضاى ذات ماهيت نوعيه است و نه مقتضاى لازم ماهيت نوعيه؛ زيرا اگر كثرت، مقتضاى ذات ماهيت نوعيه يا مقتضاى لازم ذات ماهيت نوعيه باشد، لازم مىآيد كه هيچگاه واحد شخصى در عالم موجود نگردد و هنگامى كه واحد شخصى موجود