قواعد کلی فلسفی در فلسفه اسلامی - ابراهيمي ديناني، غلام حسين - الصفحة ٤٣٩ - وجود تنها يك مفهوم عام اعتبارى نيست
هرچه اختلاف بيشتر باشد، صدق مفهوم حقيقت بر مراتب آنكه حاكى از وحدت است، متجلىتر خواهد بود. چنانكه گفتهاند:
زلف آشفتۀ او موجب جمعيت ماست چون چنين است پس آشفتهترش بايد كرد
حاج ملاّ هادى سبزوارى مسئلۀ تشكيك در مراتب وجود را به نحو شايستهاى به رشتۀ نظم كشيده و مىگويد:
الفهلويون الوجود عندهم حقيقة ذات تشكّك تعم
مراتبا غنى و فقرا تختلف كالنّور حيث ما تقوّى و ضعف ١
با توجه به آنچه ذكر شد، معناى تشكيك در حقيقت وجود بهروشنى معلوم مىشود؛ زيرا وجود داراى عرض عريض و مراتب بسيار است. مرتبۀ عالى آن ذات واجب الوجود و قيّوم بالذّات است كه هيچگونه ضعف و نقصى را در ساحت مقدسش راه نيست. اما مرتبۀ نازل وجود كه در غايت ضعف مىباشد، عبارت است از يك اعتبار عقلى و معنى رابطى كه هيچگونه ما به ازايى در خارج ندارد. بنابراين، حقيقت اصيل و ذات مراتب وجود اصل همۀ موجودات است، بهطورى كه موجود بودن هرموجودى بهواسطۀ اصل وجود است و موجود بودن خود وجود به نفس ذات وجود است، چنانكه نور يك حقيقت ذات مراتب است كه روشنى هرچيزى بهواسطۀ نور است، ولى روشنى خود نور به نفس ذات خويش است. در اين هنگام چگونه ممكن است كسى ادعا كند كه مفهوم وجود و امثال آن مانند وحدت، وجوب، و غيره جز يك سلسله مفاهيم اعتبارى انتزاعى چيز ديگرى نيستند؟
توجه به اين نكته لازم است كه عقل مىتواند براى اصل هستى يك نوع وجود اعتبارى انتزاعى در ذهن بيافريند كه از مفاهيم عامّه بهشمار مىآيد. ولى اين سخن هرگز بدان معنى نيست كه وجود جز يك مفهوم عام اعتبارى چيز ديگرى نيست. با توجه به آنچه گذشت، ضعف و تزلزل قاعدۀ شيخ اشراق در برخى موارد ظاهر مىگردد.
صدر المتألّهين در اين باب چنين مىگويد:
فإذن إنكشف وهن قاعدته فى بعض هذه الأمور كالوحدة و الوجود و إثباتها لعدميتّه فى الخارج فلا تأثير لها فيما سوى ذلك، و بيان كونها اعتبارا عقليّا فيجب الإستعانة بغيرها. و قد مرّت الإشارة إلى كيفيّة لحوق هذه المعانى بالحقايق و الماهيّات فعليك بحسن التأمّل و قوّة التّدبّر ٢.
[١] شرح منظومه. بخش حكمت، ص ١٧.
[٢] اسفار اربعه. ج ١، ص ١٧٦.